اعتصابات را با اشغال کارخانه ها به فرجام برسانیم / مازیار رازی

امرور جامعه در التهاب موقعیت انقلابی بسر می برد. اما، موقعیت انقلابی درازمدت دوام نمی آورد. اعتراضات و مقاومت علیه ابزار سرکوب وحشیانه رژیم همراه با قتل عام و زخمی کردن بیش از ۵۰۰۰۰ جوانان و معترضان در خیابان ها موفعیت انقلابی را با تاسف خنثی کرده است. در این دوران اعتراضات مطالبات صنفی و معیشیتی و دمکراتیک مردم مقاوم و جسور ایران تا حد مطالبه «سرنگونی رژیم» در سراسر ایران طنین افکند. اما، امروز با به صحنه وارد شدن متشکل و سراسری کارگران پروژه ای و پیمانی در خوزستان وارد مرحله نوینی شده است. اعتراضات کارگران پیمانی خواهان گرفتن حقوق پایمال شده خود شده اند. اما متاسفانه اعتراضات کماکان محدود به مطالبات صنفی باقی مانده اند. علت اصلی این محدودیت ها البته ریشه در سرکوب های شدید و بی رویه کارگران توسط مزدوران وزارت اطلاعات و نهادهایی نظیر حراست و همچنین جاسوسان میان کارگران بوده است.

اما در میان توده های معترض هنوز در مورد به چالش و به زیر کشیدن کل نطام سرمایه داری نا روشنی وجود دارد. هنوز در میان برخی از کارگران توهم به حکومت وجود دارد (اما به مراتب کمتر از پیش). برخی متوهم به جناح «اصلاح طلب» هستند. کانال های «کارگری» اصلاح طلبان کماکان در حال توهم پراکنی در میان کارگران هستند. به سخن دیگر هنوز تمام کارگران به آگاهی ضد سرمایه داری و استقرار حاکمیت خود نرسیده اند. ستاد رهبری «اردوی کار» به رهبری کارگران پیشتاز هنوز ساخته نشده است. اما در برخی از محلات کارگری بخشی از کارگران و جوانان سوسیالیست به آگاهی ضد سرمایه داری و سوسیالیستی رسیده اند (مثلا در خوزستان می توان از «هسته های کارگران پیشتاز سوسیالیست» نام برد). این آگاهی چنانچه گسترش یابد در دوره بحران سیاسی حاکمیت (که علائمی آن مشاهده شده است)، می تواند تدارک و سازماندهی انقلاب کارگری و به حاکمیت رسیدن خود کارگران مشاهده شود.

کارگران نباید اجازه دهند که گرایشات راست و میانه وابسته به امپریالیسم آمریکا و اروپا، پس از سرنگونی این رژیم، به حاکمیت برسند. کارگران باید خود در مقام حاکمیت قرار گیرند. چنانچه «رژیم چنجی» هم صورت گیرد و حاکمیت بدست اردوی کار به رهبری طبقه کارگر نیفتد، مسایل بنیادین جامعه برای چند دهه دیگر به شکل دیگری ادامه خواهند یافت. استثمار کارگران ادامه خواهد یافت. سرکوب ها و به قتل رساندن ها و تداوم وضعیت وخیم اقتصادی تحت نظارت هر حکومت مدافع سرمایه داری ادامه خواهد یافت.

پیشتازان سوسیالیست کارگری، وجوانان سوسیالیست تنها بر اساس یک «برنامه اقدام کارگری»، خود و سایر کارگران را می توانند سازمان دهند. اردوی کار امروز در مقابل خود، پس از سرنگونی یا توافق از بالا با امپریالیسم آمریکا و دول غربی دو گزینه دارد: استقرارحکومت دیگری از سرمایه داران (متکی بر دول امپریالیستی) و یا حاکمیت خود اردوی کار به رهبری شوراهای کارگری! مارکسیست های انقلابی در ایران، در مقابل بدیل های سرمایه داری، و یا بدیل های اصلاح طلب و مماشات جو سندیکالیستی درون کارگران، از بدیل کارگران پیشتاز سوسیالیست یعنی «برنامه اقدام کارگری» برای تدارک انقلاب کارگری، حمایت می کند. این گام ها باید توسط کارگران پیشتاز که به آگاهی ضد سرمایه داری و سوسیالیستی در عمل رسیده اند، انجام گیرد. اما این آگاهی سوسیالیستی چگونه بدست می آید؟

آگاهی ضد سرمایه داری در درون جنبش کارگری و به خصوص کارگران پیشتاز اینگونه ظاهر می شود، که در گام نخست، مسئلهٔ دولت سرمایه داری در کلیتش مورد سوال قرار می گیرد، و خواسته ها و مطالباتی را طلب کند، که خواهان افشای دولت سرمایه داری شود. برخی از آنها مانند:

• بدست گرفتن امور به دست خود از طریق اشغال کارخانه!
• کنترل کارگری بر تولید و توزیع!
• بازکردن دفاتر دخل و خرج مدیران و سرمایه داران!
• افزایش دستمزدها متناسب با تورم!

طرح این مطالبات روش در بعد تاریخی متکی است بر «مطالبات انتقالی» است. این مطالبات سنتا در مقابل مطالبات حداقلی و مطالبات حداکثری قرار می گیرد. این مطالبات با توجه به آگاهی کنونی بخش های پیشتاز کارگری، میان کارگران غیر آگاه طرح می شود که حاصل آن یک گام بالا بردن آگاهی سیاسی آنها در راستای سرنگونی نظام سرمایه داری و حاکمیت خودشان است.
در مقابل طرح این مطالبات جریانات مماشات جو و اصلاح طلب کارگری (از جمله سندیکالیست ها) استدلال می کنند:
• این قبیل مطالبات در وضعیت کنونی قابل اجرا نیستند!
• کارگران خود را با طرح این مطالبات به مخاطره می اندازند!
• جامعه آماده این شعارها نیست!

در پاسخ به این مماشات جویان باید اعلام کرد که هدف از این شعارها برای به تحقق رساندن آنها همانند شعارهای صنفی و سندیکالیستی، نیست. این شعارها برای بالا بردن آگاهی ضد سرمایه داری جمیع آحاد کارگران استفاده می شوند. دقیقا به این علت که قابل اجرا نیستند طرح می شوند، زیرا با اجرا نکردن آنها حکومت وقت به کارگران نشان می دهد که حکومت (چه اصولگرا و چه اصلاح طلب) ارتباطی به آنها ندارد و دشمن کارگران اند. این یک حکومت سرمایه داران است و به کذب خود را حکومت تمام مردم معرفی می کند.
در این مقطع با بالا رفتن آگاهی توده ها نسبت به هیئت حاکم است که امر سازماندهی از هسته های پیشتازان کارگری به کل جامعه انتقال می یابد.
در مورد شعار اشغال کارخانه ها نیز همین موضوع صادق است. طرح چنین شعاری خود توده های کارگری وادار به بحث و تبادل نظر می کند. همین امر اگر تحقق یابد، طرح این مطالبه حتی در شرایط کنونی جایز است. و امتناع از طرح آن فرقه گرایی است و درک نکردن دخالتگری میان کارگران را به نماش می گذارد.

در سطح تجربه بین المللی، پیش از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، لنین در مقالهٔ معروفش تحت عنوان «در بارهٔ اعتصاب» به این موضع اشاره می کند که اعتصاب با وجود اهمیت بسیارش برای طبقه کارگر، اما همهٔ مبارزه کارگری نیست زیرا الزاماً منجر به سرنگونی دولت نمی شود. به عبارت دیگر آگاهی ها ضد سرمایه داری و حتی سوسیالیستی در میان کارگران در مبارزات طبقاتی بوجود می آید، اما این آگاهی به تنهایی منجر به تحقق دولت کارگری نمی شود؟ اعتصابات در یک کارخانه و یا اعتصابات سراسری الزاماً منجر به تغیرات بنیادین در جامعه نمی شوند. حتی اگر این شیوه مانند انقلاب ۱۳۵۷ به سرنگونی منجر شود، الزاماً منجر به تحقق یک دولت کارگری ختم نمی شود. به این معنا که رژیمی دیگر قدرت سیاسی را با حفظ دولت سرمایه داری بدست می گیرد و به استثمار کارگران ادامه می دهد. برای نمونه در بهمن ۱۳۵۷ رژیم خمینی متکی بر اعتصابات کارگری و اعتراضات زحمتکشان و قشرهای اجتماعی، به علت نبود یک رهبری کارگری به جای رژیم شاه نشست (با حفظ همان دولت سرمایه داری). در این راستا، دول امپریالیستی غربی،‌ برای جلوگیری از انقلاب کارگری شرایط را هموار کردند که استثمار بر کارگران و زحمتکشان توسط رژیم نوین با لباس جدیدی تداوم یابد (تاج به سر رفت! عمامه بسر آمد!). تاریخ نشان داده است که تنها سازماندهی اعتصابات و اعتراضات حتی میلیونی بدون رهبری کارگری، منجر استقرار دولت کارگری نمی شود.

باید ببینیم آن عاملی که منجر به سرنگونی می شود چیست؟ باید بدانیم چه شرایطی باید در اعتصابات و اعتراضات وجود داشته باشد که منجر به استقرار دولت کارگری شود. اگر گریزی به تاریخ مبارزات طبقاتی بیفکنیم مشاهده می کنیم که در اوایل قرن بیستم فعلیت انقلاب در سطح جهانی در دستور روز قرار گرفت، یعنی درواقع طبقه کارگر رشد کرد و آگاهی به مراتب بیشتری نسبت به دوران پیش کسب کرد، و مبارزات طبقاتی تا سرحد سرنگونی دولت طرح شد، در این دوره ما شاهد یک مرحله نوینی از سازماندهی برای انقلاب کارگری، در سطح بین المللی شدیم. به سخن دیگر، از اوائل قرن بیستم در بسیاری از جوامع (به ویژه کشورهای مستعمره و یا تحت سلطه امپریالیسم)، کارگران با سازماندهی اعتصابات، تا سرحد تسخیر قدرت پیش رفتند. در این دوره برای تحقق تسخیر قدرت کارگری، ما شاهد سازماندهی نوینی بودیم، که توسط لنین مطرح شد. او به این نتیجه رسید که کارگران به ابزار اخصی نیاز دارند تا امر تسخیر قدرت را عملی سازند. به سخن دیگر ظرف تشکیلاتی ای نیاز است که آگاهی کسب شده توسط کارگران را در افت و خیزها مبارزه طبقانی مصون نگه دارد. به عبارتی این آگاهی کسب شده در دوره پیش از بین نرود، تا مرحله بعدی که وضعیت انقلابی در جامعه بوجود آید، و قدرت سیاسی به دست خود طبقه کارگر بیافتد. این موضوع همان مسئله ای است که لنین در رابطه با حزب پیشتاز کارگری مطرح کرد. این ابزار تشکیلاتی یک حزب کارگری از اقلیت کارگران پیشتاز (نه حزبی از تودهای وسیع کارگری) بود. این حزب متشکل از متعهد ترین، و جسور ترین عناصر کارگران پیشتاز است. در نتیجه، نظر لنین این بود که اعتصابات و اعتراضات کارگری باید رهبری داشته باشند. بنابراین، لنین استدلال کرد صرفاً تداوم اعتصابات به قدرت گیری طبقه کارگر منجرب نمی شوند، یک تشکیلات مشخصی نیاز است. تشکیلات اخصی متشکل از اقلیتی آگاه و ضد سرمایه داری و سوسیالیست، از جامعه کارگری، که بتوانند وظایفی خاص را انجام دهد. انقلاب در ۱۹۱۷ روسیه با این روش به پیروزی رسید و نخستین و تنها انقلاب کارگری بوقوع پیوست. به سخن دیگر پیروزی اولین و تنها انقلاب کارگری سوسیالیستی در جهان متکی است بر دخالتگری حزب پیشتاز کارگری و نهایتا ارتقای آگاهی ضد سرمایه داری در صفوف مختلف اقشار کارگری و زحمتکشان.

برای کارگران پیشتاز در ایران، کسب تجارب تاریخی و تجارب بین المللی حائز اهمیت است. به این معنا که برنامه ای که این حزب تدوین می کند، شامل تجارب کل مبارزات طبقاتی در سراسر جهان باید باشد. به سخن دیگر، این حزب اخص کارگری (حزب پیشتاز کارگری) دارای تجربه و قدمت تاریخی است، لذا از تمام تجارب برای پیشبرد انقلاب در یک کشور خاص استفاده می کند. افراد شرکت کننده در این حزب باید متشکل از کارگران آگاه سوسیالیست باشند (نه عده ای «روشنفکر» خارج از طبقه که در اتاق های در بسته و آنهم عمدتاً در خارج از کشور که به «تأ سیس» حزب کارگری دست می زنند). البته بدیهی است که روشنفکران انقلابی هم در این حزب وجود دارند، امّا، آنها بایستی در عمل مورد پذیرش این پیشروان کارگری قرار گرفته باشند، نه اینکه هر روشنفکری ادعای انقلابی بودن کند و بگوید طبقه کارگر باید به من بپیوندد! تاریخ چهل و هشت ساله ما هم نشان داده است که رهبری عملی از بالا بوجود نمی آید. حزب پیشتاز کارگری که از مجرب ترین و آگاه ترین کارگران است، از پایین شکل می گیرد. تشکیلات این حزب باید مخفی باشد و در غیر این صورت نمی تواند وظیفه اش را درست انجام دهد(علنی کاری رایج در میان فعالان کارگری، محکوم به شکست است!). این حزب بایدشامل تمام تجارب بین المللی و تاریخی جنبش کارگری باشد. این جنبه مهمی است که لنین در مقاله «در مورداعتصاب » از آن یاد می کند. تجربه تاریخی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که در شرایط خاصی رخ داد، این درس را به کل جنبش کارگری داد، که باید حزب اخص طبقه کارگر ساخته شود تا بتوان انقلاب را سازماندهی کرد، وگرنه طغیان ها، اعتراضات، اعتصابات عمومی صرفاً نمی توانند منجر به سرنگونی نظام سرمایه داری شود. کارگران میلیونی در دوران اعتلای انقلاب نیاز به رهبری دارند. ما در انقلاب ۱۳۵۷ اعتصابات عمومی مهمی داشتیم و میلیون ها نفر به خیابان ها آمدند و شاه را سرنگون کردند، ولی بعدش چه شد؟ نتیجه آن بود که کسی بدتر از شاه سرکار آمد. درواقع، مسئله اصلی ایجاد یک ستاد رهبری مخفی است که در دوران پیشا انقلاب برای تدارک انقلاب بوجود آید.

برای رسیدن به ستاد رهبری و تحقق حاکمیت کارگری، کارگران و زحمتکشان جامعه باید حاکمیت خود را در عمل نیز از امروز تجربه کنند. ایجاد هسته های مخفی کارگران پیشتاز و طرح شعارهای محوری برای اعتصابات کارگری بسیار حائز اهمیت است. شعار محوری کارگران و سایر قشرهای جامعه امروز باید از مجرای گرفتن حاکمیت و کنترل خود در محلات کار و کارخانه ها بدست آید.

بدست گرفتن کنترل امور در کارخانه ها و محلات کار از طریق اشغال آنها نقطه آغازین اعمال کنترل خود بر تولید و توزیع است و راه را برای سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار حاکمیت شوراهای کارگری هموار می کند. این اقدامات باید طرح و مورد بحث میان کارگران قرار گیرد. چنانچه کارگران و دانشجویان و کارکنان ادارات و بیمارستان ها و غیره محل کار خود را به شکل سراسری بدست گیرند، این روش ضمن کمک رسانی به ایجاد یک ستاد رهبری سراسری، به مفهوم ورود به دوره تدارک برای سرنگون نظام سرمایه سرمایه داری و استقرار حاکمیت خود توده ها خواهد بود.

در سطح بین المللی تجارب بسیاری در این موارد داشته ایم که در وضعیت کنونی باید از آن بیاموزیم و در ایران به مورد اجرا قرار دهیم*.

مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz
۲۹ بهمن ۱۴۰۴

تحارب بین المللی اشغال کارخانه

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران