شرکت نا فرجام گرایش مارکسیست انقلابی در کنفرانس استکهلم

شرکت نا فرجام گرایش مارکسیست انقلابی
در کنفرانس وحدت استکهلم ۱۰ ژانویه۲۰۲۶
گرایش مارکسیست های انقلابی ایران
militaant.com
به دنبال شرکت ناموفق و نیمه تمام در کنفرانس وحدت استکهلم، بر انبودیمکه بیانیهای در رابطه با این کنفرانس و دستاوردهای آن رو به جنبش منتشر کنیم و ارزیابی خود را در اختیار همگان، بهویژه نیروهای منفرد که بار عظیمی از این جنبش بر دوش آنان است و هیچگاه زحمات آنان به درستی قدردانی و شناسایی نشده است، بگذاریم؛ اما دیدیم هیچ چیز بهتر از گزارش تجربه یکی از دعوتشدگان حق مطلب را ادا نخواهد کرد، و این کار را کردیم.
همانگونه که در این متن گفته شد و گرایش نیز بدان اعتقاد مطلق دارد، وحدت عمل در شرایط فعلی ضرورتیست که چشم بستن بر آن نه تنها یک اشتباه فاحش، بلکه خیانت آشکاری به آرمانهای طبقه کارگر است. در زمانیکه ارتجاع تا دندان مسلح حاکم در ایران حمام خون بهراه انداخته و ارتجاع بعدی وعده خونریزی بس هولناکتری را میدهد، اتحاد عمل نیروهای چپ و کمونیست سنگ بنای ساخت تشکیلاتی خواهد بود که کارگران و زحمتکشان در ایران برپا خواهند کرد. عمل مشترک ما در سراسر جهان میتواند توخالی بودن بادکنک سلطنتطلبی را برملا میکند. هنگامیکه قدارهکشان سلطنتی با کمک و حمایت شیوخ عرب، امپریالیسم و عناصر داخل سپاه و دستگاه قدرت خود را به رخ جهانیان میکشند، چرا ما هنوز تکهتکه و پارهپاره هستیم. فراموش نکنیم شکستن یک نیروی متحد هزاران بار دشوارتر از شکستن افراد یا جریانات منفرد است.
ما هنوز بر ایده وحدت عمل نیروها و منفردین عزیز پایمیفشاریم. از منظر ما وحدت عمل یعنی شرکت در اتحادی با احترام به نظرات و حقوق همه شرکتکنندگان در آن، احترام به دموکراسی درونی و احتراز از سلطهطلبی، اقتدارگرایی و حق وتو، و سرانجام گامبرداری هماهنگ به سوی هدفی معین و مورد توافق همگان.
ما دست خود را به سوی همه عزیزانی که امروز قلبشان برای پیروزی شوراها میطپد، دراز میکنیم و میگوئیماین جنبش متعلق به همگان است و کسی نمیتواند مهر خویش را بر آن بکوبد. چنین تفکری از همان ابتدا محکوم بوده و جایی در میان ما ندارد.
پیش به سوی اتحاد عملی پایدار بین همه نیروهای مومن و وفادار به کارگران و زحمتکشان
گرایش مارکسیستهای انقلابی ایران
۲۲ دی ۱۴۰۴
کنفرانس استکهلم، وحدت یا ضربهای دیگر به پیکر نحیف وحدت
از سرگیری جنبش اعتراضی مردم، در ادامه خیزشهای پیشین، اینبار ابعاد گستردهتر و تازهتری بهخود گرفته است. شمار کشتهشدگان بنا به اخبار اندک چند روزه اخیر که ارتباطات ایران با دنیای خارج تقریبا به صفر رسیده، فراوان گزارش شده و کشتارها با بیرحمی و سبعیت غیرقابلِ باوری همچنان ادامه دارد. قیام تودهها نیز فروکش نکرده و مردم علیرغم همه وحشیگریهای رژیم همچنان به خیابانها میآیند.
نتیجه این قیام هرچه باشد؛ سرنگونی رژیم و جایگزینی یک نیروی تازهنفس ارتجاعی با دخالت خارجی، یا سرکوب مجدد خیزش و دوام حاکمیت کنونی برای مدتی دیگر، ولو کوتاه، بار دیگر به اثبات میرساند که هر خیزشی باوجود جانفشانیها و شور بیحدوحصر همگانی، تا هنگامی که فاقد برنامه و تشکیلات رهبری باشد، راه به جایی نخواهد برد. حتی اگر تصورکنیم حکومت فعلی سرنگون شود. نتیجه منطقی در چنین شرایطی، یا مصادره خیزش توسط یک ارتجاع جدید است، و یا در بدترین حالت سرکوب بیرحمانه به دست ارتجاع حاکم.
در متن چنین ضرورتی بود که «شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست» فراخوان وحدت استکهلم را داد، حرکتی که باید از آن تقدیر شود و میبایست دههها پیش صورت میگرفت، اما به دلایل مختلف، از جمله سلطهگرایی و فرقهگرایی حاکم بر جنبش این اتفاق نیفتاده بود.
اینبار، حتی ما، یعنی «گرایش مارکسیستهای انقلابی ایران» نیز به این کمیسیون دعوت شدیم، که گام مثبتی در راستای یک وحدت عملی به شمار میآمد، چرا که وقتی همین «گرایش» حدود ۶ سال پیش تقاضای ورود به شورا را رسما با این رفقا در میان گذاشت حتی پاسخی کوتاه در برخورد به این تقاضا دریافت نکرد. اگرچه، ما در آن زمان از طریق کانالهای غیررسمی دریافتیم که یکی از جریانات شرکتکننده در این شورا مخالف جدی ورود «گرایش» به «شورا»ست و همین جریان با استفاده از حق وتو نظر موافق دیگران را نیز نادیده میگیرد، روندی بغایت خطرناک و ضددموکراتیک، که امید میرفت تحلیل رفته باشد!
به هرروی، این بار ما دعوت شده بودیم و مهمتر از همه، عناصر منفرد جنبش کارگری نیز دعوت شده بودند تا صدای این بخش عظیم از مبارزان که باری سنگین را بر دوش میکشند و انفراد آنان نتیجه سیاستهای سلطهجویانه و ضددموکراتیک همین سازمانها و گروههاست، شنیده شود.
همزمانی آغاز خیزش فعلی با برگذاری این کنفرانس، تاکید مجددی بود بر ضرورتی که به کرات از سوی جنبش کارگران و زحمتکشان ایران خطاب به ما اعلام شده است. رفقای مبارز ما در ایران خواهان چنین اتحاد عملی هستند تا علاوه بر یافتن یک اتکای مورد اطمینان، بتوانند از طریق آن صدای خود را.به گوش جهانیان برسانند، آنهم در زمانی که ارتجاع سلطنت با بهرهبرداری از پول و حمایت شیوخ عرب و سرمایهداری امپریالیستی، هرروز در مدیای وابسته تبلیغات می کند. رفقای سوسیالیست در ایران میپرسند: «چرا در زمانی که فاشیسم راست در قالب سلطنت جولان میدهد رفقای کمونیست ما در خارج گامی درجهت ایجاد یک الترناتیو متحد برای مبارزه با این عناصر خودفروخته و ارتجاعی برنمیدارند؟»
وقتی صحبت از کنفرانس وحدت به میان میآوریم، اولین ایده متبادر به ذهن این است که هدف شنیدن صداها و نظرگاههای جدیدیست که تاکنون با ما نبودهاند، یا در اقمار نزدیک به ما قرار نداشتند. هدف، مشخصکردن چهارچوب اتحاد عملیست که قرار است تشکیل شود، تعیین معیارها و مکانیسمهای اتحاد عمل و در بهترین شرایط تشکیل کمیسیونهای مختلف برای راهاندازی اتحاد عملِ به تعویق افتاده. اتحاد عمل در این معنا، گردهمایی افراد، گروهها و دستهها در ظرف معین مورد توافقی برای پیشبرد امر مبارزه است که تفاوت دارد با دعوت همگان به دور «من» (یک سازمان یا یک اتحاد عمل نقدا شکل یافته).
در اتحاد عمل نوع اول، دعوتشوندگان سوژه اصلی هستند، چون میخواهیم نظز آنان را بشنویم و به اجماع جدیدی برسیم، و در نوع دوم، دعوتکنندگان سوژه اصلی میشوند و نظراتی را که بارها بین خود تکرار کردهاند دوباره بازخوانی میکنند تا دعوتشوندگان نیز متوجه شوند یا متقاعد به پیوستن به نهاد «نقدا موجود» آنها شوند.
و متاسفانه کنفرانس دیشب اینگونه بود.
اشکال حتی به پیش از دیشب برمیگردد. من اطلاع دقیقی از آنچه که با منفردین گفته شد، ندارم، اما در رابطه با گرایش دوتن از رفقای ما دعوت شدند. چند روز بعد مطلع شدیم که زمان صحبت این افراد مانند بقیه منفردینی که در جلسه حضور شخصی ندارند، از ۶-۷ دقیقه تجاوز نخواهد کرد. بگذریم از این که ضرورت حضور یک پانل ۷-۸ نفره با زمان ۱۲ دقیقه برای هرفرد در ابتدا، و ۵ دقیقه جمعبندی در انتها، ابدا روشن نبود.
اگر قرار بود بحث اصلی جلسه وحدت، گفتوگو درباره راهکارهای عملی اجرای آن باشد، عقل سلیم حکم میکرد که رفیقی از شش گروه این هدف را توضیح میداد و سپس تازهواردان راهکارهای پیشنهادی خود را ارائه میدادند و حول این راهکارها بحثهای کوتاهی سر میگرفت و سپس در پایان دورنمای جلسات بعدی، تشکیل کمیسیونهای اجرایی و چگونگی ادامه کار توضیح داده میشد و ختم ماجرا. به این ترتیب، کلید حرکت عملی زده شده بود، و بقیه مسائل و مشکلات در جریان عمل حل میشد و پیش میرفت.
مردم امروز در خیابان، نیازی به قرقره و شنیدن آنچه که امروز دارند خودشان از سر میگذرانند، ندارند، آنها در جستوجوی یافتن راهکارهای عملی برای تدارک مبارزه بلندمدت خود هستند؛ و شاید بتوان گفت تنها دو رفیقی که واقعبینانه و با دیدی انتقادی به گذشته نگاهی انداختند و درباره لزوم وحدت صحبت کردند، رفقا حسن حسام و بهروز فراهانی بودند. بقیه، علیرغم احترامی که برای تکتکشان قائل هستم، غیر از کلیگویی و گاه تعریف از پرونده درخشان فعالیتهای شورا در شش سال گذشته، چیزی نگفتند. اگرچه همه در زبان به درستی وحدت اذعان داشتند، اما اذعان آنان در هوا معلق ماند و عینیتی نیافت.
جلسه بعد از سخنرانیهای تکراری و بدون نتیجه پانل و حدود نیمساعت زنگ تفریح در میانه آن و حدود یک تا یکساعت نیم صرف نهار دوباره ادامه پیدا کرد. اعلام کردند که افراد حاضر در جلسه و سپس حاضرین در اتاق زوم میتوانند حالا از زمان۶-۷ دقیقهای خود استفاده کرده و نظرات خود را بیان کنند، البته الویت با حاضرین در جلسه بود، مهم نیست کسانی در آن سوی دنیا که اینک به نیمههایشب رسیدهاند و در انتظار نوبت خود بیدار نشستهاند.
اینجا باید نکته دیگری را نیز اضافه کنم. رفقای دعوتکننده در پاسخ به اعتراض گرایش که چرا افراد پانل زمان بیشتری برای ابراز نظر دارند و به آنان که مانند بقیه افراد پانل رسما دعوت شدهاند، نیمهای از آن وقت اختصاص داده شده است، جوابی دریافت کردند که در واقع توهینی به شعور پرسنده بود: “چون شما شخصا در استکهلم حضور ندارید”. آیا شما این شرط را در دعوتنامه ذکر کرده بودید؟ و آیا در قرن انقلاب ارتباطات که سران کشورها از طریق همین مدیا به بحث و گفتگو مینشینند، چنین استدلالی جایی از اِعراب دارد. ما در همین کنفرانس شاهد بودیم که دوتن از رفقای پانل از طریق زوم و با زمانی برابر با بقیه صحبت کردند. از مورد رفیق فراهانی که بگذریم و دلیل موجه پزشکی داشت، دلیل آن دیگری چه بود؟ البته ما اعتراضی نداریم، تنها سئوال ما این است که چرا با همه به طور یکسان برخورد نمیشود و بعضیها یکسانتر هستند. آیا این عدم رعایت اصول اولیه دموکراسی برخلاف ادعای ایجاد وحدت نیست؟
از این هم میگذریم. ساعت در جایی که من ِ نویسنده بودم از دونیم شب گذشته بود. در قسمت چت نوشتم رفقا اینجا ساعت دونیم است، به داد ما هم برسید و رفقا در کمال صمیمیت اعلام کردند که از این پس وقت بین حاضران سالن و افراد حاضر در زوم تقسیم خواهد شد. دوسهنفری از زوم صحبت کردند؛ اسم افراد بعدی خوانده شد و دوربین به محل کنفرانس برگشت. جالب توجه اینکه سالن و حتی ادمین در هنگام صحبت منفردین زوم توجه چندانی به آنان نداشت، چون امکانات تکنیکی، شنیدن صدای آنان را حتی از یوتیوپ مشکل میکرد و حوصله شنونده را سر میبرد، خستگی ساعتها نشستن و گوش دادن به قصههای تکراری را نیز به آن اضافه کنید.
خلاصه، بعد از سخنرانی چند نفر از حضار و قبل از شیفت دوربین به اتاق زوم، ناگهان چند نفری از رفقای خوشذوق حاضر در سالن دو سرود ناهماهنگ اجرا کردندکه نشان میداد تمرین قبلی در کار نبوده و تصمیم اجرای آن ناگهانی گرفته شده است. و میشد از اجرای آن به علت ضیق وقت جلوگیری کرد، حدود یکربع، بیستدقیقهای نیز وقت اینگونه تلف شد، و اگر خوشبینانه بپذیریم که همه چیز ناشی از ضعف برنامهریزی بوده و قصد دیگری در کار نبوده است، ناگهان هیئت رئیسه به خود آمد و متوجه شد که زمان زیادی باقی نمانده و از بقیه افراد، عمدتا منفردین و ما دونفر از گرایش درخواست کرد که اگر میشود از صحبت صرفنظر کرده و وقت بیشتری به باقیماندگان بدهیم، و سرانجام به افراد باقیمانده زمانی بین ۳-۴ دقیقه اختصاص دادند: “چون به هرحال رفقای پانل احتیاج به ۵ دقیقه زمان برای جمعبندی دارند!!!”.
ساعت از سهونیم صبح گذشته بود. انگار سطل آبِ یخی روی سرم ریخته باشند. شاید گفتن این حرف نشانهای از خودبینیست، اما میگویم؛ بهراستی احساس کردم تحقیر شدهام. احساس کردم با مایی که هشت، نه ساعت وقت گذاشتیم و نشستیم و به حرفهای هزاران بار شنیده در گذشته دوباره گوش دادیم، مانند سیاهیلشکر برخورد شده است تا برای شورای همکاری اعتباری خریداری شود؛ و جلسه را ترک کردم.
رفقا شورا! اینک از شما میپرسم: دستاورد شما از این جلسه چه بوده است؟ چه گامی در جهت وحدت برداشته شده؟ آیا نیرویی جدید و اندیشهای نوین اجازه عرضِ اندام پیدا کرد؟ آیا میدانید اعمالی از این دست، آنهم در زمانی که ارتجاع همه نیروی خود را در جهت سرکوب مردم و جنبش کارگری ایران بسیج کرده است، چه عواقب زیانباری به دنبال خواهد داشت، و چه مسئولیتی را متوجه شما خواهد کرد؟ برای شما چه چیز حائز اهمیت است، منافع سازمانها و گروهها یا منافع جنبش، کارگران و زحمتکشانی که امروز در شرایطی دشوار و وحشتناک زندگی میکنند و هنوز به خیابان میآیند و اعتراض میکنند، و اعتصاب میکنند؟
دوستان شما حتی از خواندن بیانیههایی که رفقای کارگر و مبارز ما از ایران به دست ما رسانده و تقاضا کرده بودند آن را بهعنوان پیام تشکر و حمایت بخشهایی از جنبش در کنفرانس قرائت کنیم، خودداری کردید. شما بگوئید به چه چیز باور داشته باشیم، به قسم حضرت عباستان یا به دمب خروستان؟ آیا به راستی میدانید در چه سمتوسوی تاریخ قرار گرفتهاید؟؟ شما میتوانید، من را، گرایش را، منفردین را، همه را نادیده بگیرید، اما تاریخ اعمال نادرست شما را نادیده نخواهد گرفت و در قضاوت خود بیرحم خواهد بود.
در پایان، روی سخنم با منفردینیست که سالها در این جنبش استخوان خرد کردهاند، و با عزیزانی که در تشکیلاتها هستند و قلبشان برای مصالح جنبش کارگری میطپد، و علیرغم همه نشیبها و فرازها زندگی خود را وقف این مبارزه کردهاند و مصالحه میکنند، سکوت چه معنایی دارد؟ آیا به معنای اجازه رشد دادن به فرصتطلبیها، فرقهگرایی و منافع خود را بر منافع جنبش ارجح دانستن نیست؟ میدانیم که سکوتکنندگان نیز به اندازه خطاکاران مسئول هستند. چون هر حرکتی در نتیجه اعتراضات و انتقادات ما صیقل پیدا میکند و درستی راه خود را به محک میگذارد؛ اگرنه تبدیل به تالابی خواهد شد که همه ما را نیز در خود فرومیکشد. رفقا ما برای وحدت احتیاج به دعوت نداریم. وحدت نیاز امروز جنبش ایران است که دارد ما را به خود میخواند. ما وظیفه داریم که به این ندا پاسخ دهیم.
ما در کنار همه عزیزانی هستیم که آماده گامگذاری در مسیر وحدت هستند. اینک زمان آن فرارسیده که اندیشههای حقیرانه «مُهر خود بر حرکب کوبیدن» را کنار بگذاریم و به آینده بیندیشیم. هر اتفاقی در آینده، حتی اگر ما نباشیم، بر زندگی فرزندان ما و فرزنان آنان تاثیر خود را خواهد گذاشت، همانگونه که در چهلوشش سال گذشته این اتفاق افتاد.
بسیاری از شما و ما نیمقرنی را در راه مبارزه و جنبش گذاشتیم، اینک زمان حساسیست و سکوت و بیحرکتی ما امکان و امان رشد و توسعه به راست فاشیستی در حال شکلگیری را میدهد. فراموش نکنیم که ما حتی در تیرهترین ایام چهلوشش سال گذشته، یکی از نیروهایی بودیم که صدا را زنده نگاه داشت، و این وظیفه هنوز بر دوش ماست.
این دلنوشته فراخوانی برای یک ایجاد وحدت واقعی نه بر اسای تامین سلطه و تفوق من یا ما، این سازمان یا آن سازمان، بلکه در راستای خدمت به جنبش کارگران و زحمتکشانایران است. ما میتوانیم با هم این وحدت را سازمان دهیم.
ما مانند سلطنتطلبان نیستیم که ناگهان به ضرب پول و مقام به میدان آمدهاند. ما به پیروزی کارگران و زحمتکشان ایمان داریم و با این ایمان سالها زیستهایم و به خاطر آن جنگیدهایم. ما امروز هم با صدای بلند فریاد میزنیم: اینک که مردم ما در مقابل وحشیترین ارتجاع تاریخ قدعلم کرده و خون جوانان ما بر سنگفرشهای خیابان جاریست زمان اندیشیدن به منافع حقیر فردی، گروهی و سازمانی نیست.
ما منتظریم!
۲۲ دی ۱۴۰۴
پیام های رسیده از ایران در حاشیه نشست استکهلم ۱۰ ژانویه ۲۰۲۶ که قرائت نشدند:
*یک گروه محلی کارگری ـ مهندسی (متشکل از کارگران ساده ، تکنیسین ها و مهندسین مزدبگیر)
٬ پیام های دو هسته مخفی کارگران پیشتاز سوسیالیست
۱ـ رفقا خبر مسرتبخش نشست مشترک نیروهای چپ و کمونیست بهترین خبری بود که میتوانستیم در چنین ایامی انتظار داشته باشیم. در شرایطی که صدای پای چکمههای یک ارتجاع جدید شنیده میشود، ما کارگران نیاز به نیرویی منسجم و مستحکم در دفاع از منافع خود داریم، نیرویی که تاکنون انسجام لازم را پیدانکرده و تاثیرات افتراق آن دامنگیر جنبش کارگری نیز شده است. ما نمیخواهیم به مسائل و مشکلات گذشته بپردازیم چون وظایف عاجل دیگری در پیش رو داریم که نیاز به همدلی و همزبانی همه ما دارد. برایتان آرزوی موفقیت میکنیم و امیدوارم درسآموزی از موانع گذشته تلاش امروزتان را پربارتر کند
پیروز باشید
هسته کارگران پیشتاز سوسیالیست خوزستان
۱۶ دی ۱۴۰۴
۲ـ شنیدن اخبار مربوط به برگذاری کنفرانس اتحاد عمل استکهلم خبر خوشحالکنندهای برای ما کارگران است. هنگامی که عناصر و جریانهای ارتجاعی راست و سلطنتطلب جمع شدهاند تا به قدرت چنگ بیاندازند، نبود یکپارچگی و وحدت در میان نیروهای طرفدار کارگران باعث ضعف آنان شده و همین مشکل را به مبارزات کارگری تزریق میکند. ما ضمن تبریک و خیرمقدم به این حرکت انتظار داریم که گروهها، سازمانها و منفردین بتوانند در فضایی فارغ از فرقهگراییها و سلطه طلبی به نتایج مشترکی در پیشبرد امر مبارزه برسند. قطعیست که یک وحدت عمل زمانی موفق خواهد بود که تکتک اعضای آن بتوانند با بهرهبرداری از شرایط یکسان و بدون ترس و واهمه نظرات خود را در شرایطی دموکراتیک بیان کنند. رفقا ما به تلاشهای شما چشم دوختهایم و برای همه شما آرزوی موفقیت میکنیم.
هسته کارگران پیشتاز سوسیالیست نفت فلات قاره
۱۸ دی ۱۴۰۴
آخرین دیدگاه ها