قیام، مبارزه مسلحانه و انقلاب کارگری /مازیار رازی

Print Friendly, PDF & Email
Share Button

تفاوت جنگ با انقلاب اینست که در جنگ اجبار نقش تعیین کننده دارد، در صورتی که انقلاب اجباری نیست و به علت وخیم شدن وضعیت اجتماعی و یافتن راه حل های اجتماعی است. انقلاب تنها زمانی رخ می دهد که راه دیگری در مقابل جامعه وجود نداشته باشد. در واقع، انقلاب برای صورت دادن تکالیفی است که توسط هیئت حاکم تحقق نمی یابد، زیرا قابلیت انجام را از دست داده است، از اینرو خود توده ها برای انجام این تکالیف عقب افتاده، در ابتدا در اعتراضات خیابانی و اعتصابات وارد عمل شده و در صورت عدم تحقق مطالبات خود، در صدد تغییر بنیادین جامعه قرار می گیرند،آن اقدامات در تحلیل نهایی سرنگونی نظام حاکم و جایگزینی آن با نظام نوین برای اجرای تکالیف عقب افتاده است. تکالیفی مانند حل مسایل بنیادین جامعه: مساله دمکراسی (آزادی بیان و تجمع و مطبوعات وغیره)، رفع ستم بر زنان، رفع ستم بر ملیت ها، تحقق آزادی های اجتماعی و همچنین رشد گسترش اقتصاد با برنامه برای تحقق نیازهای اولیه توده های وسیع در جامعه و غیره. اما این انقلاب برای دسترسی به اهداف نهایی از طریق سرنگونی کامل نظام حاکم، نیاز به ستاد رهبری ای دارد که از پیش تدارکات انقلاب را ریخته و در وضعیت اختناق آمیز کنونی، به شکل متشکل و مخفی توسط پیشتازان جامعه صورت گیرد.

اما، قیام حرکتی است که بر فراز یک انقلاب مانند قله‌ای در سلسله‌کوهها است، که برمی‌خیزد. برخلاف انقلاب، که یک عمل جراحی نهایی است، قیام (و یا موقعیت های انقلابی) الزاما همیشه به انقلاب منجر نمی شود. توده ها قبل از اینکه تصمیم خود را برای حمله نهایی بگیرند چندین بار پیشروی و عقب نشینی می کنند تا در نهایت در جامعه قدرت دوگانه ظاهر شود. از یک سو، قدرت هیئت حاکم موجود رو به اضمحلال، و از سوی دیگر قدرت شوراهای کارگری رو به تقویت و رشد. قیام تسهیلاتی برای سرنگون نظام حاکم و جایگزینی آن با شوراهای کارگری به مثابه آگاه ترین و مصمم ترین بخش اردوی کار را فراهم می آورد. تسخیر قدرت نهایی توسط قیام مسلحانه توده ای به رهبری شوراهای کارگری صورت می گیرد. پس از این مرحله (یعنی سرنگون نظام سرمایه داری و رژیم آن)، انقلاب سیاسی به پایان می رسد و انقلاب اجتماعی برای گذار اقتصادی به سوسیالیسم تحت رهبری شوراهای کارگری (دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا)، آغاز می شود.

مبارزه مسلحانه و قیام

تجربه تاریخی ثابت می‌کند که برای هموار کردن راه برای قیام موفق توده ای به رهبری شوراهای کارگری نیاز به درجه معینی از اقدامات مسلحانه به مثابه دفاع از خود، پیش از آن، علیه نظام حاکم ضروری است. اما باید توجه کرد که اقدامات مسلحانه در خود و جدا از توده ها حتی زمانی که پیروزی های نسبی دست یافته باشند، به تنهایی کافی نیست. تنها می تواند یک دسته از همان طبقه حاکم را با دسته ای دیگر جایگزین کند. یا حتی کمتر، فقط شخصیت های دولتی را تغییر دهد (در بهترین حالت «رژیم چنج» صورت می گیرد). اما، «رژیم چنج» تنها شورش توده‌ای است که یک حکومت (رژیم) را بر حکومت دیگر جایگزین می کند و دولت سرمایه داری را دست نخورده باقی می گذارد. هدف شوراهای کارگری به مثابه قدرت آتی، صرفا تغییر رژیم نیست که تغییر کل نظام سرمایه داری است. مبارزاتی مسلحانه ای که خود را محدود به قتل رساندن یک فرماندار و شخصیت ارتجاعی می کند و کل نظام را هدف قرار نمی دهد، به نتیجه تغییرات اجتماعی بنیادین نخواهد رسید.

با این حال، این بدان معنا نیست که قیام و اقدامات مسلحانه جوانان اعتراض کننده در هر شرایطی، بی تاثیر هستند. قیام توده ای مسلحانه که از نظر تاریخی به یک مرحله معین از رشد برای یک انقلاب پیروزمند می رسد، هرگز امری خودبخودی نیست. حتی زمانی که به طور غیرمنتظره ای برای اکثریت شرکت کنندگان
چنین ظاهر شود. با آن ایده هایی بارور می شود که در آن شورشیان راهی برای خروج از دشواری ها می بینند. اما می توان یک قیام توده ای را پیش بینی و آماده کرد. می توان آن را از قبل سازماندهی کرد. در این صورت توطئه علیه نظام حاکم و اقدامات مسلحانه تابع قیام است، به آن خدمت می کند، مسیر آن را هموار می کند، پیروزی آن را تسریع می بخشد. هر چه سطح سیاسی یک جنبش انقلابی بالاتر باشد و رهبری آن جدی تر باشد، توطئه در یک قیام مردمی جایگاه بیشتری را اشغال خواهد کرد.

خودانگیختگی در انقلاب و ضرورت ستاد رهبری

مسلماً تاریخ گواهی می‌دهد که در شرایط خاص، یک قیام مردمی می‌تواند حتی بدون اقدامات مسلحانه پیش از آن، ‌پیروز شود. برخاستن خود به خودی، اعتراضات پراکنده، تظاهرات، اعتصابات، جنگ های خیابانی، می تواند بخشی از ارتش را نهایت جذب کند، نیروهای دشمن را فلج کند و قدرت قدیمی را سرنگون کند. تا حدی این همان چیزی است که در فوریه ۱۹۱۷ در روسیه رخ داد. از آنجایی که در این رویدادها هیچ حزبی در راس شورش‌ها وجود نداشت که از طریق آن با منافع و اهداف قیام آغشته باشد، پیروزی آن ناگزیر باید قدرت را به آن دسته از احزاب منتقل کند که تا آخرین لحظه با آن مخالف بودند. یعنی احزاب سیاسی وابسته به سرمایه داری. پس این تجربه تاریخی نشان می دهد که صرف قیام توده ای بدون برنامه ریزی شده و بدون قیام مسلحانه توده ای، می تواند یک رژیم را تغییر دهد اما نمی تواند حاکمیت شوراهای کارگری در تضمین کند.
سرنگونی قدرت قدیمی یک چیز است. گرفتن قدرت به دست خود کارگران موضوع دیگری است. در ایران این رژیم می تواند سرنگون شود، اما قدرت بدست اردوی کار به رهبری شوراهای کارگری نمی تواند جایگزین آن شود. همانطور که آهنگر نمی تواند آهن داغ سرخ را در دستان برهنه خود بگیرد، پرولتاریا نیز نمی تواند مستقیماً قدرت را در دست بگیرد. باید سازمانی داشته باشد که برای این کار هماهنگی از پیش نیاز است. هماهنگی قیام توده ای با، توطئه، تبعیت توطئه به قیام، سازماندهی قیام از طریق توطئه، انگلس آن را «هنر شورش» نامیدند. این امر مستلزم یک رهبری عمومی صحیح توده ها، جهت گیری انعطاف پذیر در شرایط متغیر، یک طرح سنجیده حمله، احتیاط در آماده سازی فنی و یک ضربه متهورانه است.
در نتیجه، هر اقدام مسلحانه و هر توطئه علیه نظام سرکوبگر سرمایه داری چنانچه تبعیت از سازماندهی قیام برای سرنگونی کل نظام سرمایه داری باشد، جایز است و باید مورد استفاده قرار گیرد.

۱۱ دی ۱۴۰۱

مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz

یادداشت ها:
نقل و قول هایی از لنین و تروتسکی در مورد قیام مسلحانه

لنین:
«انقلاب این قانون موفقیت نظامی، قانون موفقیت سیاسی نیز هست، به ویژه در آن جنگ طوفان و تلخ طبقاتی که انقلاب نامیده می شود. پایتخت ها یا به طور کلی بزرگترین مراکز تجارت و صنعت … تا حد زیادی سرنوشت سیاسی مردم را تعیین می کنند – البته به شرطی که مراکز توسط نیروهای محلی روستایی کافی حمایت شوند. لازم نیست فوری باشد.»

لنین:
«در لحظه تعیین‌کننده، در نقطه تعیین‌کننده، برتری قاطع نیرو داشته باشیم». این قانون موفقیت نظامی، قانون موفقیت سیاسی نیز هست، به ویژه در آن جنگ طوفان و تلخ طبقاتی که انقلاب نامیده می شود. پایتخت ها یا به طور کلی بزرگترین مراکز تجارت و صنعت … تا حد زیادی سرنوشت سیاسی مردم را تعیین می کنند ـ البته به شرطی که مراکز توسط نیروهای محلی روستایی کافی حمایت شوند. لازم نیست فوری باشد.»

تروتسکی:
«اولین وظیفه هر شورشی این است که نیروها را به سمت خود بکشاند. ابزار اصلی برای تحقق این امر اعتصاب عمومی، راهپیمایی های دسته جمعی، برخوردهای خیابانی، نبرد در سنگرها است. چیز منحصر به فرد در مورد انقلاب اکتبر، چیزی هرگز پیش از آن به شکلی بسیار کامل مشاهده می شد که، به لطف ترکیب شادی از شرایط، پیشتاز پرولتاریا قبل از لحظه شورش آشکار بر پادگان پایتخت پیروز شده بود».

تروتسکی:
«فرض اساسی یک انقلاب این است که ساختار اجتماعی موجود در حل مشکلات فوری توسعه نیازهای مردم عاجز باشد. اما، انقلاب تنها در صورتی امکان پذیر می شود که جامعه دارای طبقه جدیدی باشد که بتواند رهبری حل مشکلات ارائه شده توسط تاریخ را به عهده بگیرد».
لئون تروتسکی: تاریح انقلاب روسیه ۱۹۳۰ ، هنر قیام
https://www.marxists.org/history/etol/newspape/themilitant/1935/v01n45/trotsky.htm
The Art of Insurrection-Trotsky

Share Button

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران