در حمایت از خیزش مردم ایران! گرایش مارکسیست های انقلابی ایران
بیانیه گرایش مارکسیستهای انقلابی ایران
در حمایت از خیزش مردم ایران
اعتراض هفته گذشته بازاریان تهران به افزایش بیرویه قیمت دلار، ناگهان به بهانهای بدل شد تا خشم فروخورده اقشار مختلف جامعه سر باز کند. آنچه از نظر بازاریان تنها کاهشی نسبی در سودهای کلانی بود که طی سالهای گذشته از دل همین جامعه فقیر و فرسوده بهدست آورده بودند، برای اکثریت مردم به معنای تشدید فقر، خالیتر شدن سفرهها و عمیقتر شدن بحران معیشت بود. این افزایش، همزمان با گرانی بنزین، افزایش مالیاتها و صعود افسارگسیخته قیمت کالاهای اساسی، زندگی میلیونها نفر را به مرز غیرقابلتحمل رسانده است.
از اینرو، جامعه به جان آمده از تحقیر و فقر که پس از سرکوب خونین خیزش «زن، زندگی، آزادی»، هر روز بیش از پیش فشار بیکاری، ناامنی اقتصادی و گرسنگی را احساس کرده است، به سرعت جذب اعتراضات بازار شد و به خیابانها آمد، و اعتراضی که شاید بتوان گفت به شکلی غیرمستقیم توسط پزشکیان در یکی از سخنرانیهای اخیرش ترغیب شده و قرار بود در خدمت بیاعتبارکردن اصولگراها و ارزشیها بهکار گرفته شود، بناگاه به جرقهای بر باروت خشم انباشته مردم بدل گشت؛ مردمی که سالهاست میان تورم، سرکوب و بیآیندگی دستوپا میزنند.
دامنه این اعتراضات بهسرعت به دیگر اقشار جامعه، بهویژه جوانان، زنان، دانشجویان و کارگران در حال اعتصاب و اعتراض گسترش یافت و به شهرهای مختلف کشور سرایت کرد. گزارشها نشان میدهد که در بسیاری از شهرهای بزرگ، مردم با جسارت بیشتری نارضایتی خود را از کلیت نظم حاکم ابراز کرده و خشم خود را متوجه نمادها و مامورین نظامی و انتظامی رژیم میکنند. در مقابل، حکومت نیز با افزایش شدت سرکوب، بهکارگیری نیروهای رسمی و غیررسمی و دستگیریهای گسترده، تلاش کرده است این موج اعتراضی را مهار کند.
ما امروز شاهد جامعهای هستیم که در آن تورم افسارگسیخته، اقلام ابتدایی مانند نان، برنج، حبوبات، گوشت و مرغ را از سبد معیشت بخش بزرگی از خانوادهها حذف کرده و کالاهایی چون میوه، شیرینی و آجیل به اقلام لوکس بدل شدهاند. بیکاری، بیخانمانی، گسترش اعتیاد، انواع آسیبهای اجتماعی و فروپاشی پیوندهای خانوادگی، واقعیت عریان این نظم اقتصادی–سیاسی است. واضح است که تغيير رئيس بانک ملّی، يا هر تغيير ديگری در پرسنل و جناحهای رژيم، بحرانهای ساختاری نظام سرمايه داری را حل نخواهند کرد.
در برابر این وضعیت، شکاف طبقاتی هر روز عمیقتر میشود. اقلیتی برخوردار، با بهرهبرداری از دسترنج اکثریت و غارت منابع عمومی، به ثروتهای افسانهای دست یافتهاند؛ در حالیکه میلیونها نفر برای زنده ماندن به مشاغل ناامن و تحقیرآمیز تن دادهاند. فرزندان محرومان برای کمک به معاش خانواده در خیابانها گل و فالِ حافظ میفروشند و فرزندان صاحبان قدرت در رفاه و آسایش کامل در خارج از کشور به عیشوعشرت مشغول هستند. سرمایههای کشور، منابع معدنی و منابع طبیعی توسط نزدیکان به حکومت، سپاه، بیت رهبری و بنیادها و آستانهای مختلف به غارت رفته و به نازلترین قیمت فروخته شده و درآمد آن نیز برای روز مبادا حواله بانکهای خارجی میشود.
گرایش مارکسیستهای انقلابی ایران، ضمن حمایت کامل و بیقیدوشرط از مبارزات برحق مردم، بر ضرورت درسگیری از تجربه خیزشها و اعتراضات چند دهه گذشته تأکید میکند. تجربه تاریخی نشان داده است که بدون سازمانیابی آگاهانه، پیوسته و ریشهدار، حتی گستردهترین اعتراضات نیز در برابر سرکوب سیستماتیک فرسوده میشوند. حکومت همواره با حذف چهرههای شناختهشده، ایجاد رعب، وعدههای موقت و سرکوب پسینی، تلاش کرده است جنبشهای فاقد سازمان و افق روشن را به خستگی بکشاند.
از اینرو پیوند میان اعتراضات خیابانی و مبارزات کارگری اهمیتی تعیینکننده دارد. این پیوند میتواند مطالبات معیشتی و طبقاتی را به متن اعتراضات عمومی بیاورد و به مبارزه افق، تداوم و انسجام ببخشد. تجربه خیزشهای گذشته بهروشنی نشان داده است که هیچیک از این دو عرصه، بهتنهایی، قادر به دستیابی به دستاوردی پایدار نیست و تنها همافزایی آنها میتواند توازن قوا را به سود مردم تغییر دهد.
در این شرایط پیشنهادات چندیست که میخواهیم با شما درمیان بگذاریم:
جوانان پیشرو در ایران بایست از هماکنون تدارک مقابله با اوباش نظامی و امنیتی و قدارهکشهای لباس شخصی را ببینند. ایجاد کمیته های چند نفره مخفی «دفاع از خود» در مرکز این تدارکات قرار دارد. این کمیتهها با رعایت اکید مسایل امنیتی میتوانند میلیشاهای مخفی متشکل از افراد مورد اطمینان خود را سازمان دهند،.تا در دوران اعتراضات یا خیزشهای اجتماعی اوباشان و قدارهکشان حکومتی را با برنامهریزی هدفمند خلعسلاح کنند. از منظر ما این کمیتههای مخفی وظیفه هماهنگی و سازماندهی بین حرکتهای اجتماعی مختلف را نیز برعهده خواهند داشت. جمع آوری اطلاعات دقيق و گسترده در مورد مقامات و تمامی پرسنل دستگاههای سرکوب، و سازماندهان نهادهای تداوم رژيم ديکتاتوری سرمايه داری، يک امر مهم برای تداوم مبارزات فعلی و تدارک برای موجهای بعدی خيزشها و قيامهای تودههای تحت استثمار و ستم خواهد بود.
طرح شعار مسلحکردن تودهها )که اینروزها شنیده میشود( بدون تشکیل میلیشاهای جوانان و کارگران از پیش، نه تنها ناصحیح، بلکه تخیلی است. روش کار مارکسیستها با روشهای آنارشیستی، شبهآنارشیستی و چریکی تفاوتهای اساسی دارد. به اعتقاد ما مبارزه تنها به یک یا دو دوره خیزش خیابانی محدود نمیشود و تا نیل به پیروزی کامل شوراهای کارگری ادامه خواهد داشت. درنتیجه، تشکیل کمیتههای مخفی و میلیشیا نیز محدود به یک دوران مشخص نبوده و هدف، تدوام فعالیت آنها در دورههای آتی نیز میباشد.
بدیهیست دفاع از خود، حق مشروع مبارزان کارگری و اجتماعیست و اینان بایست درهرزمانی آماده حفاظت از جان خود و دیگران درگیر مبارزه باشند. تسلیح کامل تودهها در دوران اعتلای انقلابی، زمانی که شوراها و رژیم حاکم بهعنوان دو نیروی در حال جدال شکل گرفتهاند، اتفاق خواهد افتاد، اما این به معنای رد دفاع مشروع و محدود در شرایطی مانند اکنون نخواهد بود.
دولت سرمایهداری حاکم، بقای خود را بر پایه ارعاب، سرکوب و خشونت ساختاری بنا کرده است. اتکای دائمی به این ابزارها نه نشانه اقتدار، بلکه بیانگر بحران مشروعیت و ترس عمیق حاکمیت از جامعهای است که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. در چنین شرایطی، همبستگی اجتماعی، تشکلیابی مستقل و مقاومت سازمانیافته، نقش کلیدی در حفظ روحیه مبارزاتی و تداوم اعتراضات ایفا میکند.
ما با درود بر جوانان شجاع، کارگران شرافتمند، زنان و معلمان و بازنشستگان که این روزها در سراسر ایران، در خیابانها، کارخانهها، مدارس و دانشگاهها در مقابل اوباش و مزدوران رژیم مبارزه میکنند، حمایت خود را از این مقاومت دلیرانه اعلام میکنیم. درس های این مقاومت در تاریخ ایران به ثبت خواهد رسید.
با امید به تشکیل حزب پیشتاز کارگری و شاخه نظامی آن متکی بر میلیشاهای مسلح مردمی!
پیش به سوی تدارک سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار حکومت شورایی در ایران.
گرایش مارکسیستهای انقلابی ایران
Militant.com
۱۲ دی ۱۴۰۴

آخرین دیدگاه ها