انقلاب، خونریزی و «دفاع از خود» / مازیار رازی
پرسش و پاسخ کوتاه با مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz
*کارگر پیشتاز سوسیالیست:
به نظر شما زمان مسلح شدن توده ها برای دفاع از خود در مقابل اراذیل و اوباش فراهم نیامده است؟ اگر فراهم آمده آیا نباید این شعار را داد؟
*پاسخ مازیار رازی
بدیهی است جنبش کارگری و اجتماعی برای دفاع از خود باید مجهز باشد و خود را آماده کند. اما، امر مسلح کردن توده ها در دوران اعتلای انقلابی زمانی که قدرت دو گانه در جامعه به وجود می آید طرح می گردد (زمانی که حکام قدرت حکومت کردن را از دست می دهند، کارگران و زحمتکشان آماده قدرت گیری اند، و رهبری انقلاب،حزب پیشتاز کارگری، وجود داشته باشد). تا آن زمان تمرکز اصلی ما این است که ضمن شرکت در اعتراضات خیابانی به همراه توده ها قدم ها مشخص بعدی را یادآور شویم (مسیر را روشن سازیم) و خود در راستای آن کمک برسانیم. یکی از موانع اصلی حرکت های اجتماعی در وضعیت کنونی نیروی ضربت دولت سرمایه داری است (به قول شما اراذیل و اوباش لباس شخصی ها و بسیجی ها و مزدوران رژیم). دولت سرمایه داری شبه فاشیستی حاکم تنها از طریق سرکوب و ارعاب و زور خواهان حفظ موقعیت خود است و این نشان دهنده ضعف و موقعیت بحرانی خود رژیم است. از امروز ما جوانان پیشرو در ایران باید تدارک مقابله با این اوباش را ببینیم. در مرکز این تدارکات ایجاد کمیته های چند نفره مخفی «دفاع از خود» است. این کمیته با رعایت اکید مسایل امنیتی با افراد مورد اعتماد خود می توانند به نهادهای اولیه میلیشا ها مخفی مبادرت کنند. اما این خود در وهله نخست باید همراه باشد با ایجاد کمیته های مخفی که وظایف چند گانه خواهد داشت. هماهنگی جوانان در دانشگاهها، برقراری ارتباط با پیشروان کارگری در کارخانه ها و هماهنگی سراسری و تدارکات نظری و آموزشی. این کمیته های مخفی یکی از تکالیفشان این خواهد بود که خود را از پیش برای دوران اعتراضات یا خیزش های اجتماعی آماده کنند. بدیهی است که این اوباشان را برنامه ریزی شده و هدفمند می توان خلا سلاح کرد. از دیدگاه ما هر حرکت اجتماعی از پیش باید تدارکاتش از طریق این کمیته های مخفی ریخته شود. درگیری در حرکت ها توده ای بدون تدارکات قبلی درست نیست. طرح شعار مسلح کردن توده ها بدون ایجاد میلیشا های جوانان و کارگران از پیش ناصحیح و چه بسا تخیلی است.
ما به عنوان مارکسیست های انقلابی روش کارمان با آنارشیست ها و شبه آنارشیستی و چریکی تفاوت اساسی دارد. ما اعتقاد به استحکام و تعمیق و سراسری کردن کمیته های مخفی در دوره آتی داریم. ما اعتقاد به شرکت فعال در تمامی مبارزات کارگران و جوان (حتی جزئی آن) داریم. لازمه پیشبرد این انقلاب هدفمند فقط به مفهوم ایجاد حزب پیشتاز کارگری است، که هدف نهایی اش آماده سازی کل طبقه کارگر و اقشار تحت ستم برای انقلاب سوسیالیستی و استقرار حکومت شورایی است.
تجربه انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه چنین دستاوردی داشت. لئون تروتسکی رهبر ارتش سرخ شوروی همراه با لنین از رهبران اصلی انقلاب اکتبر مطالب زیادی در باره این روش از کار نگاشته اند. برای نمونه، لئون تروتسکی در ۱۹۳۴ در زمان ظهور فاشیسم کتابی نوشته است که نقل قولی از آن کتاب در زیر برای استفاده از تجارب روش انقلابی آن دوره، آورده می شود.
«اغلب به ما می گویند: نیاز به دفاع از توده ها از خود داریم و نه میلیشا. اما این دفاع از توده ها از خود،بدون سازمان های مبارز و کادرهای متخصص و اسلحه چیست؟ انکار نقش میلیشا،انکار نقش پیشرو است. پس دیگر چه نیازی به حزب است؟ بدیهی است بدون حمایت توده ها، میلیشا هیچ است. اما بدون بخش های مبارز سازمان دهی شده، قهرمان ترین توده ها کم کم به دست تبه کاران فاشیستی خرد خواهند شد. بی معنی است که میلیشیا را از دفاع از خود پرهیز دهیم. میلیشا ارگان دفاع از خود است».
لئون تروتسکی، میلیشاها و مخالفانشان، کجاست فرانسه؟ ۱۹۳۴
*کارگر پیشتاز سوسیالیست:
آیا سرنگونی رژیم همراه است با قتل عام و خونریزی است؟
*پاسخ مازیار رازی:
اصلاح طلبان و سوسیال دمکرات ها، سال هاست که برای حفظ وضع موجود و مشخّصاً علیه تفکر سرنگونی رژیم و تدارک برای انقلاب، کارزار تبلیغاتی وسیعی به راه انداخته اند، با این ادّعا که امر سرنگونی مترادف است با گسترش «خونریزی» و «کشتار جمعی»؛ گرچه امروز هم که ظاهرا خواهان «عبور از رژیم» اند، کماکان خواهان تغییر مسالمت آمیز به «دمکراسی» بورژوایی مانند کشورهای اروپایی هستند! آرزوی که هیچگاه تحقق نخواهد یافت. تمام این ادّعاها مبنی بر اینکه انقلاب مترادف از با خونریزی و قتل عام خلاف واقعیّت های تاریخی هستند.
این امر صحیح است که در هر انقلابی عدّه ای کشته می شوند. امّا، تاریخ همواره نشان داده است که کشتار و قتل عام را همواره نیروهای «ضدّ انقلاب» و ارتجاعی بر جامعه تحمیل کرده اند. در آستانۀ انقلاب بهمن ماه ۱۳۵۷ و سرنگونی رژیم شاه کشتار جمعی و قتل عامی رخ نداد! امّا کشتار و قتل عام ها درست زمانی آغاز شد که یک دولت سرمایه داری جدید، یعنی رژیم جمهوری اسلامی، به جای رژیم کهنۀ سابق مستقر گشت. رژیم خمینی، پس از خلع سلاح از مردم، دست به تهاجمی همه جانبه زد (یورش وحشیانه به کردستان، ترکمن صحرا و خوزستان، بعد ها کشتارهای دهۀ شصت و به خصوص شهریور سال ۱۳۶۷ و إلی آخر) کشتاری که رژیم خمینی از طریق سرکوب و جنگ بر مردم ایران تحمیل کرد به مراتب بیشتر از آن چیزی بود که در حین انقلاب رخ داد. کشتاری که رژیم کنونی در طی چهار دهۀ گذشته انجام داده است (از قتل های زنجیره ای و حذف عناصر اپوزیسیون داخل یا خارج کشور گرفته تا وقایع دردناکی چون کشتار خاتون آباد در بهمن ۱۳۸۲ تا سرکوب های امروزی در خیابان های ایران) اگر نگوییم بیشتر که کمتر از کلّ انسان هایی نبوده است که در آستانۀ انقلاب جان باختند.
در ایران طی چند دهه گذشته، سرکوب و اختناق از سوی دو رژیم شاه و خمینی ـ خامنه ای و پس از استقرار حاکمیّت شان بر مردم اعمال شدند. «ساواک» و «ساواما» مسئول ناپدید شدن و به قتل رسیدن عدّۀ بی شماری از مبارزان راه آزادی بوده اند. به عبارت دیگر، مسبّبین اصلی کشتارها، دولت های حاکم سرمایه داری بوده اند. درست برعکس، در دورۀ چند ماه آغازین انقلاب ۱۳۵۷، جامعه از نظم، استواری و آرامش بسیاری برخوردار بود. مردم مسلح در شهرها، نظم و امنیّت عمومی را به بهترین نحوی که در تاریخ بی سابقه بود، برقرار نمودند. زیرا مردم عادّی ماهیتاً نه جنایتکار هستند و نه خواهان به کارگیری خشونت. تنها دولت سرمایه داری و کسانی که بر رأس آن قرار دارند هستند که به منظور حفظ منافع طبقاتی و قدرت سیاسی خود، دست به کشتار و قتل عام می زنند و مردم را در جایگاهی قرار می دهند بالضروره از ابزار قهر و خشونت استفاده کنند. همانند مزدورانی که امروز در حال دستگیری و شکنجه و قتل جوانان ایران در زندان ها می باشند. در سایر انقلاب ها نیز چنین بوده است. در سال ۱۳۸۸ چنان چه جوانان از روز نخست اعتراضات خیابانی توصیه های موسوی ها را نمی پذیرفتند و در خیابان ها، در مقابل مزدوران مسلّح رژیم دست تسلیم بالا نمی برند و سکوت نمی کردند، اگر آن ها خود را برای دفاع از خود و مقابله با چماق داران و لباس شخصی ها آماده می کردند، شعارها و مطالبات خودشان را با صدای بلند فریاد می زدند، برای مقابلۀ درازمدّت به سازماندهی و برنامه ریزی می پرداختند، مطمئناً امروز، هم عزیزان کمتری را از دست می دادند و هم در موقعیّت بهتری برای سرنگونی این نظام قرار می گرفتند. درود بر جوانان دلیر ایران که این روز ها در سراسر ایران در خیابان ها در مقابل اوباش و مزدوران رژیم مقاومت می کنند. درس های ناشی از این مقاومت در تاریخ ایران به ثبت خواهد رسید.
به امید تشکیل حزب پیشتاز کارگری و شاخه نظامی آن متکی بر میلیشا های مسلح! پیش به سوی تدارک سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار حکومت شورایی در ایران.
۱۱ دی ۱۴۰۴
مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz
یادداشت:
ما قدرت دفاع از خود را داریم

آخرین دیدگاه ها