حل بحران تورم و بیکاری به سرنگونی نظام پیوند خورده/ مازیار رازی
در دوران عادی (و نه الزاما در دوران جنگ) تورم و بیکاری اجزای جداناشدنی نظام سرمایهداری هستند. سرمایهداران برای افزایش سود، چارهای بهجز کاهش دستمزدها و افزایش قیمتها ندارند. اما، در نتیجه این عمل، قدرت خرید مردم کاهش یافته و بالااجبار بخشی از محصولات تولیدشده بهفروش نمیرود. سرمایهداران برای رفع این مشکل وارد رقابتهای شدیدتری با یکدیگر میشوند و در این میان عدهای را از میدان بهدر میکنند. اما، بهای آنرا کارگران با از دستدادن کار خود میپردازند. در این میان، بحران اقتصادی شدت بیشتری میگیرد و اینبار خود را به صورت بحران اضافهتولید نشان میدهد، یعنی انبوهی از کالاها و خدماتی که به دلیل نبود تقاضا و عدم قدرت خرید جامعه، روی دست سرمایهداران باقی میمانند. تورم هم در این شرایط بهسرعت تشدید میشود. کارخانهها یا ورشکست شده و یکی پس از دیگری تعطیل میشوند، و یا از ظرفیت تولید خود میکاهند. کاهش ظرفیت تولید، افزایش مخارج تولید را بهدنبال میآورد. به طور مختصر، بحران اضافهتولید سرانجام منجر به کاهش تولید و بیکاری کارگران و افزایش همزمان در قیمتها میشود.
در چنین شرایطی نخستین سؤالی که مطرح میشود، این است که چه کسی مسئول و مسبب اصلی این بحرانهاست؟ پاسخ دولت این است: جنگ آمریکا و اسرائیل و همچنین اعتراضات و دست از کار کشیدن خود کارگران از مسببین هستند. به این ترتیب دولت حق اینرا دارد که کارگران به عنوان «خرابکاران» معرفی کن و آنعها سرکوب و دستگیر و تادیب کند. اما، کارگران نیز در مقابل، پاسخ خود را باید داشته باشند و در جهت تحقق آن مبارزه کنند. از منظر کارگران بدیهیست که کارفرما و نظام پوسیدۀ سرمایهداری کنونی و حامی کارفرمایان مسئول اصلی چنین مصیبتهایی در جامعه هستند.
اما در دوران جنگ این بحران عمیق تر می شود.
بر اساس آخرین آمار منتشرشده برای شهریور ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶)، وضعیت تورم ایران چنین است:
بر اساس آخرین آمار منتشرشده برای شهریور ۱۴۰۵ (سپتامبر ۲۰۲۶)، وضعیت تورم ایران چنین است:
• تورم سالانه: ۷۳٫۶٪
• تورم نقطهبهنقطه: ۸۹٫۸٪؛ (یعنی سطح قیمتها نسبت به شهریور سال قبل) تقریباً ۹۰٪ بالاتر بوده است.
• تورم ماهانه: ۴٫۲٪.
• تورم نقطهبهنقطه خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات: حدود ۱۲۱٫۸٪ بوده است.
بنابراین تورم واقعی و افزایش قیمتهایی است که مردم در یک سال احساس میکنند، رقم نقطهبهنقطه حدود ۹۰ درصد است؛ اما شاخص رسمی تورم سالانه ۷۳٫۶ درصد است
حدود یک سال پیش، مرداد ۱۴۰۴: نان سنگک سنتی ۶۰۰ گرمی ۷٬۶۰۰ تومان بود.
• امروز، مهر ۱۴۰۵: نرخ رسمی سنگک در تهران ۱۵٬۵۰۰ تومان است.
یعنی قیمت از ۷٬۶۰۰ به ۱۵٬۵۰۰ تومان بالا رفته است؛ تقریباً ۱۰۴٪ افزایش، یعنی بیش از دو برابر.
در مقابل این ناهنجاری های عمیق افتصادی، مطالبات کارگران در مقابله با تورم و بیکاری در جامعه سرمایهداری ایران را میتوان چنین در نظر گرفت (متکی بر برنامه اقدام کارگری انتشار یافته در ایران توسط هسته های کارکران سوسیالیست):
۱- حق داشتن یک کار مناسب جزو ابتداییترین حقوق کارگران در جامعۀ سرمایهداریست. دولت سرمایهداری موظف است برای کلیۀ کسانی که نیاز به اشتغال دارند، کاری با امکان یک زندگی متوسط فراهم کند. بیکارسازی و یا اخراج بیرویۀ کارگران (حتی در دوران جنگ)، غیرقانونیست. اما در «قانون کار» رژیم سرمایهداری ایران، دست مدیران برای اخراج و بیکارسازی کارگران باز گذاشته شده است. از اینرو ما کارگران باید از حاکمیت سرمایهداری فراتر رویم و پس از بهدستگرفتن قدرت خود این امور را به اجرا بگذاریم.
۲- در صورتی که نظام سرمایهداری قادر به تأمین کار برای کسانی که خواهان کارکردن هستند، نمی باشد، باید وظیفۀ تأمین حداقل معاش و زندگی آنان را برعهده بگیرد. دولت باید به عوض اعطای وام به سرمایهداران، به کلیۀ بیکاران بیمۀ بیکاری پرداخت کند. اما دولت سرمایهداری ایران در بیش از ۴ دهه نشان داده است که قادر به انجام این وظیفه نیست، لذا ما کارگران باید پس از کسب حاکمیت، به دست خود این اقدام را به فرجام برسانیم.
۳- حداکثر ۴۰ ساعت کار در هفته، و دو روز تعطیل هفتگی، و یک ماه مرخصی با حقوق در سال باید توسط دولت برای کلیۀ کارگران تضمین گردد. ۴۴ ساعت کار هفتگی مفید منشور در «قانون کار» باید فوراً لغو گردد. این اقدام تنها با کنارگذاری دولت سرمایهداری امکانپذیر خواهد بود.
۴ – کارگران تحت هیچ عنوانی نباید اخراج گردند. اگر دولت سرمایهداری قادر به نگهداری و استفاده از کلیۀ نیرویهای کار نیست، باید بهعوض اخراج، کار موجود را بدون کسر حقوق، میان همه کارگران تقسیم کند. اگر چنین نکند، ما خود پس از گرفتن قدرت این اقدام را انجام خواهیم داد. شعار کاهش متناسب ساعات کار، همراه با پرداخت حقوق کامل به کارگران، تنها راه اساسی مقابله با بیکاری اجباریست. دولت سرمایهداری هرگز تن به این شعار نخواهد داد، لذا این دولت باید توسط دستان پرتوان ما کارگران کنار گذاشته شود.
۵- تبلیغات دولت مبنی بر کمبود کار بیاساس است. کار در جامعه به اندازۀ کافی وجود دارد. اما کاری که جیب سرمایهداران را پرتر کند، کم است. زحمتکشان ایران نیاز مبرمی به خدمات، مسکن، پارک برای تفریح، کتابخانه، بیمارستان، مدرسه، دانشگاه، مهدکودک و نظایر آنرا دارند. دولت باید بلافاصله از طریق اخذ مالیاتهای تصاعدی از شرکتهای بزرگ و تجّار ثروتمند و بهکار انداختن معقول منابع عظیم نفت، دست به اجرای وسیع برنامههای عمرانی و خدماتی – اجتماعی بزند. بدینترتیب، هم نیازهای جامعه برآورده میشود و هم کار برای مدت زمانی طولانیتر ایجاد خواهد شد. اما، دولت در عمل نشان داد که چنین نمیکند، زیرا دستش در دست بخش خصوصیست (این موضوع در هفتتپه به نمایش گذاشته شد). از اینرو ما کارگران در هر کارخانهای باید آن را به اشغال خود درآورده و کنترل تولید و توزیع را در اختیار خود بگیریم. ما باید نظارت داشته باشیم و خود تصمیم بگیریم.
۶ – باید برای کلیۀ کارگران حداقل دستمزد متناسب با مخارج تعیین گردد. در حال حاضر، حداقل دستمزد ما کارگران مشمول قانون کار ۴ میلیون تومان است که در بهترین حالت به ۷ میلیون تومان میرسد. در صورتی که مخارج زندگی ما بسیار بالاتر از این، نزدیک به ۴۰ میلیون است. دولت سرمایهداری هرگز قادر به پاسخگویی به چنین مطالبهای نخواهد بود، لذا ما کارگران باید خود أمور را بدست بگیریم و کلیت نظام سرمایهداری را مورد سوال قرار دهیم.
۷- کلیۀ کارگران باید از پرداخت مالیات معاف گردند. مالیات غیرمستقیم که از موادّ اولیۀ غذایی اخذ میشود، باید فوراً الغا گردد. باید نظام مالیاتی درجهبندی شدهای که با افزایش درآمد، به صورت تصاعدی افزایش مییابد، اعمال گردد. بدیهی است نظام حاکم تن به این اقدام نخواهد داد. از اینرو این دولت باید کنار گداشته شود.
در نتیجه، اجرای مفاد بالا تنها در صورت کنترل و اداره امور کارخانهها و محلات بهدست خود ما کارگران امکانپذیر خواهد بود. از اینرو، مطالبه اشغال کارخانهها و محلات کار یکی از شعارهای اصلی ما در این دوره است.
۱۸ مهر ۱۴۰۵
مازیار رازی https://linktr.ee/mazraz

آخرین دیدگاه ها