فراتر از ثبت: نگاهی به تاریخ عکاسی متعهد

مقاله رسیده به سایت
نویسنده : امین ماسوری
در جهانی که روزانه با میلیاردها تصویر زودگذر بمباران میشویم، برخی عکسها از صفحه نمایش فراتر رفته و بر لوح حافظه جمعی و گاه بر قوانین یک کشور اثر میگذارند. این تصاویر، زاده سنتی است که امروز آن را عکاسی متعهد مینامیم. رویکردی که دوربین را نه صرفاً ابزاری برای خلق زیبایی، بلکه به سلاحی برای افشاگری، ثبت حقیقت و بیدار کردن وجدان جامعه تبدیل میکند. این سنت قدرتمند، از همان روزهای نخست پیدایش عکاسی تا عصر سلطه اینستاگرام، همواره پلی ساخته است میان واقعیتی که رخ داده و نگاهی که باید به آن دوخته شود. اما تاریخ این جریان، با چه نامها و لحظههایی گره خورده است؟
طلوع یک وجدان بصری
ریشههای عکاسی متعهد را باید در سایه دود کارخانههای انقلاب صنعتی جستجو کرد. در اسکاتلند دهه ۱۸۴۰، «اوکتاویوس هیل» و «رابرت آدامسون» همکاری هنری خود را آغاز کردند. مجموعه پرترههای آنها از ماهیگیران نیوهیون، کشیشها و افراد عادی، که بین سالهای ۱۸۴۳ تا ۱۸۴۸ خلق شد، نخستین نمونههای درخشان عکاسی با نگاهی اجتماعی و انسانی محسوب میشوند. این تصاویر، وقار و هویت سوژههایی را ثبت میکرد که پیش از آن جایی در هنرهای تجسمی نداشتند.
اما نقطه عطفی که در آن عکاسی آشکارا به ابزار مبارزه اجتماعی بدل شد، در محلههای فقیرنشین نیویورک رقم خورد. «ژاکوب آگوست ریس»، مهاجری دانمارکی-آمریکایی، با کتاب تأثیرگذار خود، «نیمهی دیگر چگونه زندگی میکند: پژوهشهایی در میان تنگناهای نیویورک» (How the Other Half Lives: Studies among the Tenements of New York, 1890)، برای نخستین بار از دوربین و فلاش پودری برای «روشن کردن» اتاقهای درهمریخته و پر ازدحام مهاجران استفاده کرد. عکسهای او که همچون گزارشهایی از سرزمینی ناشناخته برای طبقه مرفه بودند، افکار عمومی را تکان داد و مستقیماً به اصلاحات شهری و پاکسازی برخی از بدنامترین محلات فقیرنشین (اسلومها) منجر شد.
نبردی برای کودکی: لوئیس هاین و قانونی که تغییر کرد
پیشرفت فناوری و رشد صنعت در آمریکای اوایل قرن بیستم، هزینه انسانی دیگری داشت: کار کودکان. «لوئیس ویکس هاین»، معلم و جامعهشناس، دوربین خود را به خدمت مبارزهای ویژه درآورد. بین سالهای ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۸، او با نام مستعار به کارخانههای نساجی، معادن زغالسنگ و مزارع نفوذ کرد. عکسهای او از کودکانی نحیف در برابر ماشینآلات عظیم—مانند «دختر کارگر در کارخانه پنبهریسی» (۱۹۰۸)—به ابزاری حیاتی برای کمیته ملی کار کودکان (National Child Labor Committee, NCLC) تبدیل شدند. این تصاویر در نشریات، جزوات و نمایشگاهها به کار رفت تا افکار عمومی را برانگیزد و به قانونگذاران فشار بیاورد.
نتیجه این تلاشها، تصویب قانون کیتینگ-اوون (Keating-Owen Act) در سال ۱۹۱۶ بود. این قانون که فروش محصولات کارخانههایی که از کودکان استفاده میکردند را محدود میساخت، اگرچه در سال ۱۹۱۹ توسط دیوان عالی آمریکا به دلیل تخطی از اختیارات کنگره در نظارت بر تجارت بینایالتی ابطال شد، اما نقطه عطفی تاریخی بود. این رویداد نشان داد که یک عکس مستند میتواند مستقیماً به پیشنهاد، تصویب و امضای یک قانون فدرال بینجامد و راه را برای مقررات کار کودکان در دهههای بعد هموار کند.
پروژه FSA: نقشهبرداری بصری از یک فاجعه ملی
هیچ پروژه عکاسی دولتی به اندازه کار اداره امنیت کشاورزی (Farm Security Administration, FSA) در دوران رکود بزرگ آمریکا در دهه ۱۹۳۰ تأثیرگذار نبوده است. زیر نظر «روی استرایکر»، گروهی از برجستهترین عکاسان زمان گرد هم آمدند تا ویرانیهای اقتصادی و انسانی بحران را ثبت کنند. آنها بیش از ۱۷۰,۰۰۰ فریم عکس تولید کردند که امروزه در آرشیو کتابخانه کنگره آمریکا نگهداری میشود.
چهرههای شاخص این پروژه، هرکدام صدای بخشی از آمریکای زخمی بودند:
· دوروتا لنگ: عکس معروف او با عنوان کامل «مادر مهاجر، نیپومو، کالیفرنیا (Migrant Mother, Nipomo, California, 1936)» (شماره شناسه در آرشیو: LC-DIG-fsa-8b29516) به نماد جهانی رنج و استقامت در برابر سختی تبدیل شد.
· واکر اونز: نگاه بیطرف و دقیق او در کتاب «اجازه دهید اکنون مردان مشهور را ستایش کنیم (Let Us Now Praise Famous Men, 1941)» در همکاری با جیمز ایجی، زندگی کشاورزان مستأجر در آلاباما را عمیقاً مستند کرد.
· گوردون پارکس: به عنوان نخستین عکاس آفریقایی-آمریکایی پروژه FSA، نگاه او به زندگی «الا واتسون، مستأجر زن» در پرترهی معروف (۱۹۴۲)، فقر و تبعیض نژادی را در هم میتافت.
هدف این پروژه، صرفاً ثبت نبود، بلکه ایجاد یک پشتوانه تصویری قانعکننده برای سیاستهای نوین رفاهی دولت روزولت و نشان دادن ضرورت مداخله فدرال بود.
عصر طلایی و تولد «عکاس نگران»
با ظهور مجلات مصور بزرگ و پرمخاطبی مانند «لایف Life» در سال ۱۹۳۶، عکاسی اجتماعی به کانون توجه ملی تبدیل شد. در این دوره، اصطلاح «عکاس نگران» توسط «کرنل کاپا» برای توصیف نسلی از عکاسان ابداع شد که بیطرفی را کنار گذاشته و آشکارا جانب سوژههای تحت سِتم خود را میگرفتند.
«یوجین اسمیت» تجسم اعلای این ایده بود. او با گزارشهای تصویری عمیق و چندماهه خود، استانداردهای فتوژورنالیسم را ارتقا داد. تعهد او در پروژه «میناماتا» به اوج رسید. اسمیت سالها در این شهر ژاپنی زندگی کرد تا فاجعه مسمومیت جیوهای ناشی از آلایندگی یک کارخانه شیمیایی را مستند کند. عکس نمادین او با عنوان «توموکو یوراموتا در حمام (Tomoko Uemura in Her Bath, 1972)» که مادری را در حال حمام دادن فرزند شدیداً معلولش نشان میداد، نه یک تصویر احساسی، بلکه یک سند جنایی قدرتمند بود. این عکس شرکت چیسو و دولت محلی را زیر فشار بیسابقه جهانی قرار داد. اسمیت در جریان این گزارش مورد حمله مأموران شرکت قرار گرفت و بینایی یک چشمش را به شدت آسیب دید، اما عکسهایش در نهایت به پرداخت غرامت به قربانیان و افزایش آگاهی جهانی انجامید.
در این دوران، «دیوید سیمور (چیم)»، از بنیانگذاران آژانس مگنوم، پروژهای شخصی با عنوان «کودکان جنگ» را برای صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف/UNICEF) انجام داد. این مجموعه پُراحساس که سرنوشت کودکان قربانی جنگ جهانی دوم در سراسر اروپا را ثبت میکرد، نیاز مبرم به اقدام بینالمللی را فریاد میزد.
صورتبندیهای نوین: از خیابان تا اینستاگرام
در جهان معاصر، عکاسی متعهد از قالبهای سنتی فراتر رفته و اشکال مشارکتی، دموکراتیک و چندرسانهای به خود گرفته است.
· عکاسی مشارکتی از درون: رویکردی که در آن سوژهها در خلق روایت شریک میشوند. «جی. جکی بایر» (J. Jacki Baier)، هنرمند تراجنسیتی آلمانی، با پروژههایی چون «خانه شرم (House of Shame)» که زندگی جامعه LGBTQ+ را در برلین مستند میکند، با دنبال کردن «قهرمان داستان» از درون جامعه، روایتی اصیل و مبتنی بر همکاری ارائه میدهد.
· هنر خیابانی به مثابه گالری عمومی: «JR»، هنرمند فرانسوی، با پروژههای عظیم جهانی خود، عکسهای سیاهوسفید مردم عادی را در مقیاسی غولآسا بر روی ساختمانها، پلها و قطارها نصب میکند. پروژههایی مانند «زنان قهرمان (Women Are Heroes)» در کنیا یا برزیل، با نمایش چهره زنان در مناطق بحرانی، روایت رسانههای غالب را به چالش میکشد و فضاهای عمومی را به گالریهایی برای گفتوگوی اجتماعی تبدیل میکند.
· سنت مستقل و جهانی: عکاسانی چون «سباستیائو سالگادو» با پروژههای حماسی سیاهسفید خود مانند «کارگران (Workers, 1993)» و «مهاجرت (Migrations, 2000)»، شکوه و مشقت کار انسانی و جابهجاییهای اجباری را در مقیاسی جهانی به تصویر میکشند. «نیوشا توکلیان»، عکاس ایرانی، بر زندگی زنان در خاورمیانه و مسائل هویت و مقاومت متمرکز است.
· دموکراتیکسازی تصویر از طریق موبایل: مهمترین تحول اخیر، در جیب ماست. گوشیهای همراه و شبکههایی مانند اینستاگرام، امکان ثبت و انتشار لحظههای بیعدالتی را به میلیاردها نفر دادهاند. جنبشهایی مانند «Black Lives Matter» در وهله نخست توسط شهروندان-عکاسان مستند شدند و «عکاسی از پایین» را به قدرتمندترین ابزار ثبت وقایع اجتماعی معاصر تبدیل کردهاند.
در جستجوی تعادل اخلاقی
این مسیر پرافتخار، همواره با پرسشهایی دشوار همراه بوده که پاسخ قطعی ندارند، اما باید مدام طرح شوند:
· مرز افشاگری و بهرهکشی: چگونه میتوان از سوژههای آسیبپذیر عکاسی کرد، بدون اینکه کرامت آنان قربانی «یک عکس تاثیرگذار» شود؟
· پیچیدگی در برابر کلیشه: آیا تمرکز مداوم بر رنج، ناخواسته به تقویت تصاویر تکبعدی و منفعل از جامعههای محروم نمیانجامد؟
· تأثیر واقعی: چگونه میتوان تأثیر عملی یک عکس یا یک مجموعه را فراتر از «آگاهیبخشی» اندازهگیری کرد؟
جمعبندی: سنتی که ضرورت امروز است
در عصری که برخی از آن به «عصر پساحقیقت» یاد میکنند، نقش عکاسی متعهد سختتر و حیاتیتر شده است. از پرترههای ساده هیل و آدامسون تا عکسهای موبایلی اعتراضات خیابانی، این سنت ثابت کرده که دوربین، زمانی که با وجدان همسفر شود، قدرتمندتر از شمشیر است. این تصاویر، تاریخ را نه از منظر فاتحان، که از نگاه انسانهای عادی مینویسند. آنها به ما یادآوری میکنند که هنر، در متعالیترین شکل خود، پاسخی است به ندای مسئولیت مشترک انسانی. در برابر انبوه تصاویر زودگذر و سطحی، این عکسهای متعهد همچون نشانههایی میمانند که مسیر ضروری نگاه کردن، اندیشیدن و عمل کردن را به ما نشان میدهند.
آخرین دیدگاه ها