نقد کارگران پیشتاز خوزستان به میثم آل مهدی/ مازیار رازی

Screenshot


بحثی که میثم آل‌ مهدی در مناظره اش به مازیار رازی در «تلویزیون جنبش» ۱۱ تیر ۱۴۰۵، انجام داد و بی‌حرمتی و شدت عملی که علیه کارگر روشنفکران (از جمله یاسر احمدی نژاد که در زندان بود) نشان داد. (۱) یعنی در واقع خود را از هرگونه روشنفکری جدا کرد، از جمله کارگرانی که روشنفکر هستند و آنها را به باد تمسخر گرفت. اتهامات و یا در واقع بی‌احترامی‌هایی که به من کرد شخصاً، آن را نادیده می‌گیریم. بنا بر این، امروز زمانی هست که خود رفقای پیشتاز در داخل ایران که کار مخفی را چندین سال پیش شروع کردند و در ادامه این کارشان، در ادامه پیشنهاد و توصیه‌ای بود که رفیق شاهرخ زمانی به جا گذاشت و به همین مناسبت کارزاری حمایت از کارگران (شبکه همبستگی با کارگران) را که داشتیم و تغییر نام دادیم به کارزار شاهرخ زمانی. این کارزار شاهرخ زمانی تا کنون اقدامات موثری از دستگیری یاسر احمدی نژاد کرده در راستای دفاع از او در سطح بین المللی حمایت کره است. (۲)
بنابراین ، موضوعی که ایشان مطرح کرد، خب واضح است بلاجواب نخواهد ماند. رفقای پیشتاز در خوستان خیلی سریع پاسخ دادند. این پاسخشان در اولین بولتنی که در ارتباط با این موضوع تهیه شده، در «کارگر پیشتاز» ۱۰۶، انتشار پیدا کرد (۳). و در آنجا، نکته‌ای که اشاره کردند در میان بحث‌ها و انتقاداتی که به ایشان وارد شد، چنین نوشتند: «و در چنین شرایطی، متأسفانه دوستانی که خود زمانی هم همه این مشکلات را تجربه کرده بودند، ساز مخالفت می‌زنند.» این در مورد نظرات آل‌مهدی هست که در واقع، زمانی بخشی از پیشتازان بود، (اما به عنوان یک سندیکالیست در چارچوب حقوق صنفی صرفاً صحبت می‌کرد).
اما از وقتی که ایشان به خارج پناهنده شدند ، ظاهراً امر به او مشتبه شده که گویا او رهبر برجسته جنبش کارگری در خوزستان است، به‌خصوص در میان عرب‌های خوزستان. امروز این بولتنی توسط خود رفقای عرب سوسیالیست خوزستان انتشار پیدا کرد، از طرف همین رفقایی هست که ایشان متهم کرد که در واقع کاری نمی‌کنند و ایشان هست که نماینده آنها است. (این ننقدها را در اینده خود رفقای پیشتاز سوسیالیست در صورت لزوم خواهند داد).
اما، من یک نقد دیگری هم به رفقای «مارکسیست» خارج از کشور داشتم و هفته پیش به تفصیل توضیح دادم که عقاید خود مارکس در مورد خود طبقه کارگر و ماهیت طبقه کارگر چیست و نقدی کردم به رفقایی که به شکلی، تلویحاً یا تصریحاً از این آل‌مهدی در جلسات حمایت کردند. ک این اقدام خود را در مقابل نظرات مارکس ر مورد اردوی کار قرار دادند. در مورد این موضوع به بحث هفته پیش من در یوتیوب رجوع شود (۴)
در نظرات مارکس، اغتشاش نظری خیلی عمیقی وجود دارد. ایشان متهم کردند که «روشنفکرها» خلاف منافع طبقه کارگر هستند و اصولاً قابل اعتماد نیستند». به این ترتیب ایشان به یک انشقاقی دامن زد در نظریه مارکس از «اردوی کار» در مانیفست کمونیست. هفته پیش اردوی کار را توضیح دادم که مارکس در مانیفست و کاپیتال منظورش چه بود. رفقا می‌توانند به آن رجوع کنند(۴). دیگر امروز وارد جزئیات آن مجدداً نخواهم شد.تحلیل مارکس از اردوی کار، مانند اوایل دورانی که سرمایه‌داری پا به صحنه گذاشت نبود. در واقع یک شرایط نوینی ایجاد شده که تسهیلاتی در مبارزه طبقاتی به وجود آمده که جامعه، (منظورش جامعه اروپایی بود)، منتها امروز سراسر جهان چنین هست، به دو اردو تقسیم می‌شود: اردوی کار و اردوی سرمایه.
در اردوی کار، هر کسی که نیروی کارش را مجبور است بفروشد به سرمایه‌دار، در اردوی کار هست. توضیح دادم این از جمله حتی همسران کارگران که در خانه هستند، که اصلاً در کارخانه مشغول کار نیستند، اما در اردوی کار قرار دارند در شرایط کنونی. زنان مبارز در سراسر کشور که مبارزه دارند می‌کنند، در اردوی کار قرار گرفتند. معلمان پیشتاز در داخل ایران مبارزه کردند، در اردوی کار قرار دادند. و تمام اجزای کسانی که در این اردو قرار دارند، از متحدین طبقه کارگر هستند و در اردوی کار قرار گرفتند. حالا در شرایط اعتلای انقلابی که شوراهای کارگری پا به عرصه حیات می‌گذارد، آن هم شرایط مشخصی هست، رهبری انقلاب آتی به دست و شوراهای کارگری خواهد افتاد و سایر جریاناتی که در اردوی کار هستند، از این رهبری حمایت می‌کنند از این رهبری نوین که می‌رود یک حکومت بعدی، دولت بعدی سوسیالیستی را تأسیس کند.
ولی اکنون که ما در شرایط جنگ بودیم (البته جنگ هنوز معلوم نیست به کجا می‌کشد) و به هر حال، شرایطی هست که دو نیروی ارتجاعی به جان هم افتادند، هر دو هم دارند لطمه می‌زنند: هم‌زمان به طبقه کارگر مشخصاً، مسئله اردوی کار اتفاقاً اهمیتش بیشتر می‌شود. یعنی در واقع، تقویت اردوی کار، تمام اقشار جامعه، پرستاران، معلمان، زنان، تمام جامعه باید متحد بشوند دور خود طبقه کارگر.
اما نظری که ایشان در جلسه طرح کر و همچنین مورد رنجش و همچنین عصبانیت رفقا کارگر سوسیالست در داخل ایران (که سال‌ها تلاش کردند به شکل مخفی فعالیتشان را ادامه دادند، اگر هم دستگیر بشوند، حاضر نیستند که به خارج بیایند، پناهندگی بگیرند، می‌خواهند آنجا در واقع، در تا آخرین لحظه مبارزه را ادامه بدهند. نه تنها آن، بلکه در میان این کارگران، خب به هر حال یک عده‌ای شرایطی که رفقای ایران توضیح دادند مفصل، این هست که در میان کارگران و وجود این اردوی کار،در مقابل رژیم ارتجاعی قرار گرفته است. برای اینکه کارها جلو پیش برود، دراین شرایط خود رژیم «دانشگاه‌های علمی کاربردی» ایجاد کرده. یعنی در واقع کارگرانی که در کارخانه هستند، برای اینکه بتوانند از تکنولوژی مدرن و همچنین راه پیدا کردن به درون به ااستفاده از آخرین تکنولوژی، این‌ها را به دانشگاه می‌فرستند.
بنابراین اینکه یک عده‌ای «روشنفکر» هستند، یک عده «کارگر» هستند، یک حرف کاملاً بی‌اساس و کاملاً جاهلانه‌ای هست از طرف این شخص میثم آل مهدی، طرح می شود. و در صنایع نفت هم گزارش‌ها هست که وزارت نیرو در واقع دانشگاه ایجاد کرده برای اینکه پیشتازان کارگری و به اصطلاح کسانی که علاقه دارند، بروند در این دانشگاه‌ها. حالا در این میان، این آقای آل‌مهدی رسماً به یاسر احمدی نژاد که در زندان است توهین کرد که گویا او به زعم آل مهدی یک «روشنفکر» است. یعنی یاسر احمدی‌نژاد را به عنوان یک روشنفکر جدا از طبقه معرفی کرد. ایشان واقعاً نمی‌داند چه اتفاقی در ایران دارد می‌افتد، فقط رفته یک سری شعارهای سندیکالیستی را مطرح کرده بعد دویده آمده بیرون بعد از یک بازجویی، در صورتی که کسانی مهم‌تر از ایشان که اقدامات مؤثری در جنبش کارگری کردند، اسماعیل بخشی و همچنین آن زمان رفیق شاهرخ زمانی و همچنین یاسر احمدی‌نژاد اکنون، این‌ها تصمیم گرفتند در داخل ایران میان کارگران باقی بمانند. اما آل‌مهدی که این اتهامات را می‌زند، تصمیم گرفته بیاید خارج. در یک اتاق لوکس بنشیند، موهای بافته، و شروع کند فخرفروشی و همچنین توهین به روشنفکرها در داخل ایران.
بنابراین، اتفاقی که در داخل ایران افتاده در این دوره، این است که بسیاری از کارگران، کارگران صنعتی، یاسر احمدی‌نژادها کارگر صنعتی هستند، یاسر احمدی نژاد ۲۰ سال در حفاری کار کرده، به مراتب بیشتر از آل‌مهدی کارگر صنعتی است. و همچنین رفیق مارتین، یکی از کسانی هست که بولتن‌های کارگری و هسته‌های کارگری را به شکل کار مخفی سازمان‌دهی کرده، سازمانده بخشی از کارگران پیشتاز در خوزستان هست. این‌ها مشخصاً کسانی بودند که در میان کار، هم‌زمان که کار می‌کردند، وقت فراغتشان به جای اینکه بروند سینما و فوتبال ببینند و غیره، رفتند درس خواندند. یاسر احمدی‌نژاد یکی از این‌هاست. رفته خودش شخصاً میان زمانی که داشته کار می‌کرده، درس خوانده، دانشگاه آزاد ایشان را قبول کرده که می‌تواند وارد بشود، امتحانش را قبول شده و می‌تواند وارد بشود که حقوق بخواند در دانشگاه آزاد و همچنین وکیل بشود نهایتاً. اما ترجیح داد این آینده را ول کند، در میان کارگران باقی بماند. او گفت تا آخرین لحظه، آخرین تنفسش در ایران می ماند و مبارزه می کند. و الان هم زندان رفته، ۳۳ ماه به او حکم دادند و تحت فشارهای زیادی خانواده را قرار دادند، همسر و بچه‌اش را از او جدا کردند، بعد آقای آل‌مهدی می‌آید اینجا می‌گوید او «روشنفکر» است.
خب تصور بکنید که چه توهین زیادی هست به جنبش کارگری در کل ایران، از همه بدتر بعضی از مارکسیست‌ها به به چه چه واسه‌اش می‌خوانند، دعوتش می‌کنند در جلسات بیاید این مزخرفات را اینجا هم توضیح بدهد. اسماعیل بخشی هم می‌توانست بیاید بیرون، نیامد بیرون. کسانی دیگر هم همچنین، بسیاری از پیشتازان اتفاقاً نمی‌خواهند بیایند بیرون. می‌مانند تا لحظه آخر در میان کارگران. از جمله رفقایی که الان از پیشتازان جنبش کارگری در خوزستان هستند و بولتن‌های کارگر پیشتاز را انتشار می‌دهند. شماره آخر را قسمتی از آن را می‌خوانم که نشان بدهد انزجار رفقای پیشتاز خوستان که در صف مقدم مبارزات قرار دارند چگونه است. کارگران پیشتاز خوزستان حدود ۱۰۶ بولتن کارگری در چند سال کار گذشته انتشار دادند از جمله این آخری که الان قسمتی از آن را می‌خوانم و در میان کارگران پخش کردند زمانی که امکان‌پذیر باشد، ولی از طریق اینترنت و غیره و شبکه‌ها، کانال‌هایی که مشخصاً مرتبط به کار کارگران هست، افراد عادی نمی‌توانند، کانال باز نیست، آنجا اجازه دادند که کارگر پیشتاز تبلیغ بشود. بعد وزارت اطلاعات آمده در بسیاری از موارد این را قطع کردند موقتاً. ولی شناخته‌شده است، نظرات پیشتازان شناخته‌شده هستند، اما کسی آن‌ها را رسماً با اسم و فامیل و آدرس خانه و شناسنامه نمی‌شناسد. و کار مخفی هم دقیقاً یعنی این؛ مبارزه در راستای تدارک انقلاب را ادامه بدهید، اما کشته نشوید، اما زندان نروید. و بدتر برای فرصت‌طلبانی مثل این آقای آل‌مهدی، فرصت را ناب پیدا نکنید که بپرید بیایید خارج از کشور در رفاه زندگی کنید، بعد ادعای رهبری انقلاب ایران را هم داشته باشید و به هر مزخرفی هم که از دهانمان در می‌آید، علیه روشنفکرها بگوییم.
در این بولتن که بولتن ویژه‌ای هست در پاسخ به آقای آل‌مهدی و آخرین اطلاعاتی که به من دادند این است که رفقا خودشان حتی شفاهاً بحث خواهند کرد علیه این شخص با رعایت مسائل امنیتی که صدایشان ردیابی نشود و غیره، این پاسخ این شخص را خواهند داد. یعنی در واقع اینکه «من عربم»، «من کارگرم»، «شما روشنفکرید»، «شما فارسید»، این‌ها یعنی حرف‌های کاملاً ارتجاعی از دهان این فرد بیرون می آید. و بقیه هم مسکوت همین‌طوری تماشا می‌کنند، گویی اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده. خب این‌ها در این بولتن، بولتن آخر یک قسمت کوتاهش را می‌خوانم و آن را دارند توضیح می‌دهند: «و در چنین شرایطی، متأسفانه دوستانی که خود زمانی همه این مشکلات را تجربه کرده بودند»، منظورشان همین منظورشان همین آل‌مهدی است، «ساز مخالف می‌زنند و برای ما که هنوز داریم زیر آن فشارها له می‌شویم، نسخه می‌پیچند. آن‌ها نسخه‌ای که در واقع خواسته و یا ناخواسته ما کارگران را به مماشات، سکوت، یا حداکثر مبارزات سندیکالیستی تشویق می‌کنند.»
گفت‌وگوی امروز ما بر سر مناظره اخیری که صورت گرفت، که مناظره من و این آقای آل‌مهدی بود، این دوست سفرکرده‌مان، میثم آل‌مهدی در یکی از این کشورهای امن خارج از کشور قرار گرفته و اینکه این مزخرفات را در واقع می‌گوید جای تعجبی نیست. خب این در واقع یک پاسخ کوتاهی بود در بولتن آخر رفقای کارگر سوسیالیست در داخل ایران که کار مخفی دارند می‌کنند و مخفی هم هستند، داده شد و نوارهای صوتی و غیره هم مصاحبه‌هایی می‌شود، مجدداً ارسال می‌شود که خارج هم بشنوند. و این رفقای مارکسیست هم در واقع، هشداری به آن‌ها داده بشود که تا یکی که از ایران یک سندیکالیستی یک حرفی می‌زند، یک جایی امضا می‌کند، فوری همه به هیجان نیایند این را بزرگش بکنند. ببینند این شخص چه اقداماتی، غیر از شعارهای سندیکالیستی در مورد افزایش حقوق و نمی‌دانم این مسائل عمومی که همه این بحث‌ها را می‌کنند، چه کاری کرده؟ چه هسته‌ای ساخته؟ چه بولتنی کارگری درآورده در چند سال؟ کجا پخش کرده؟ هیچ‌کدام از این کارها را ایشان نکرده، بعد مارکسیست‌های به اصطلاح مارکسیست‌های ما در خارج از کشور می‌افتند هورا کشیدن برای این یا منشور حداقلی را دورش تبلیغ کردند و بعدش هم خب این شرایطی که امروز به وجود آمده به همین ترتیبی دیگر، یک قطعنامه‌ای سندیکالیست‌ها درآوردند که این را پرهیجان تبلیغ کردند و غیره. در صورتی که محتوای این اطلاعیه‌هایی که در می‌آید از طرف سندیکالیست‌ها، همه‌اش محدود به کار در میان خود این رژیم هست. بله، نقدهایی می‌کنند، خیلی محجوب هم نماینده کارگران در مجلس یا در جاهای دیگر می‌رود نقد می‌کند، می‌گوید سرمایه‌داران بدند، ما سرمایه‌دارها باید حقوق ما را بدهند. منتها در چارچوب نظام دارد کار می‌کند. مسئله طبقه کارگر این است که به حاکمیت برسد و برای اینکه به حاکمیت برسد باید تشکیلات داشته باشد و این تشکیلات باید مخفی باشد که دستگیری‌ها، کشتارهای کارگران به تقلیل پیدا کند، به هیچ برسد. و این کاری است که رفقا در داخل ایران دارند می‌کنند. چندین سال است دارند مبارزه می‌کنند. از زمان رفقای شاهرخ زمانی شروع شد و بعد امروز رفقای مانند رفیق مارتین، یکی از سازمان‌دهنده‌ها است در جاهای مختلف هست و در نقاط مختلف خوزستان هم دارند فعالیت می‌کنند، خودشان را برای انقلاب دارند آماده می‌کنند، نه این گرفتن چند غاز از این رژیم. برای انقلاب، برای سرنگونی نظام سرمایه‌داری دارند خودشان را آماده می‌کنند و برای اینکه سرنگونی صورت بگیرد طبقه کارگر بسیج بشود، سازمان بیابد، برای ساختن حزب پیشتاز انقلابی دارند تلاش می‌کنند و برای کوتاه کردن دست‌های امپریالیسم و صهیونیسم از ایران دارند تلاش می‌کنند.
کسی که بی‌غرض باشد، به‌خصوص کارگر باشد یا کارگر یک زمانی بوده، الان بیاید چنین توهین‌هایی بکند، یعنی جایگاه خودش را تعیین کرده در مبارزه طبقاتی. یعنی خارج از طبقه هست خودش. و رفقای مارکسیست و معتقد به سوسیالیسم می‌روند هورا بکشند و او را دعوت می کنند به جلسات که بیاید توهین بکند به پیشتازان در داخل ایران. این آخرین فصل هم نخواهد بود. این شخص در درون خوزستان مابین اعراب خوزستان افشا خواهد شد. اولین قدمش هم این شماره بولتن «کارگر پیشتاز» است، بعد هم ادامه پیدا می‌کند اگر این ادامه بدهد مزخرف‌گویی در خارج از کشور.
بنابراین، این ندا را از طرف پیشتازان کارگری در داخل ایران که کار مخفی می‌کنند، به این‌ها و هر جریان دیگری که در صف کارگران پیشتاز انشقاق می‌خواهد به وجود بیاورد ، و به‌خصوص در میان خود پیشتازان، پیشتازانی که رفتند زحمت کشیدند دانشگاه هم می‌خواهند بروند و هنوز قبول نکردند بیایند از محیط کارگری بیرون و یا فرار کنند بیایند خارج، ماندند آنجا در منطقه. بنابراین، این کارگران پیشتاز شدیدا اعتراض دارند هم به آل‌مهدی که حسابش را بعداً تسویه خواهند کرد، هم به این کمونیست‌ها و مارکسیست‌هایی که خارج از کشور از این حمایت دارند می‌کنند. این ندا و صدای رفقای پیشتاز هست و امیدوارم هرچه زودتر نوارهای صوتی‌شان هم بیاید بیرون. با تشکر.
یادداشت ها:
(۱)
https://www.youtube.com/live/gyvXx-VffMw
(۲)
https://shahrokhzamani.com
(۳)
https://t.me/khozestanvangard/11775
(۴)

این نوشته پیاده شده این سخنرانی است.

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران