به مناسبت فرا رسیدن سالگرد سرنگونی نظام پهلوی/ مازیار رازی

سخنی با کارگران پیشتاز
به مناسبت فرا رسیدن سالگرد سرنگونی نظام پهلوی
کارگران شریف و غیور ایران!
ما در آستانه سالگرد انقلاب بهمن ۱۳۵۷ وارد مرحلۀ نوینی از حرکتهای تودهای در مقابله با اجحافات و ارعابهای دولتسرمایهداری شدهایم. رژیم تصور میکند که با به قتل رساندن و زخمی کردن بیش از ۵۰ هزار تن از مردم بیسلاح و بیگناه و شریف ایران در عرض چند روز میتواند مردم ستمدیده و کارگران ایران را ارعاب کند. اما تجربه چند خیزش اخیر نشان میدهد که چنین تصوری باطل است و جنبش پس از افتی موقت مجددا از زمین برمیخیزد.
در شرایط فعلی همواره امکان بروز جنگ وجود دارد و در صورت بروز جنگ همیشه شدیدترین صدمات متوجه کارگران صنایع، بهویژه کارگران نفت و پتروشیمی خوزستان خواهد شد؛ همانگونه که در حملات ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا و پیش از آن جنگ ایران و عراق شاهد آن بودهایم. کارگران غیور نفت و پتروشیمی همواره نشان دادهاند که برای مقابله با این مصیبت در میدان مبارزه با جنگافروزان حاضر بودهاند. جدیدترین نمونه آن اتفاقات خونین دی ماه ۱۴۰۴ بود، از یکسو اعتصابات کارگری، و از سوی دیگر اعتراضات خیابانی میلیونی جوانان و مردم شریف ایران که گرچه اینک منجر به عقبنشینی موقت آنان شده، اما طنین آن هنوز احساس میشود. کارگران و جوانان ما از این فاجعه تجاربی فراوان اما به بهایی گران کسب کردهاند؛ تجاربی که بهیقین در دوره آتی مورد استفاده قرار گرفته و ما را به مرحله نوینی از مبارزات ضدسرمایهداری هدایت خواهد کرد.
علیرغم آنکه موج موقعیت انقلابی کمرنگتر شده است، اما جامعه کارگری و به جرات میتوان گفت اکثریت جامعه، به موضع نفی حکومت فعلی و فرارفتن از آن رسیده است. موقعیتی که اگر به سازماندهی طبقه کارگر توسط ستاد رهبریاش بیانجامد، محققاً به پیروزی «انقلاب کارگری» خواهد انجامید، و اگر به دست حکومت سرمایهداری دیگری با تزئینات نوینی (مانند رضا پهلوی) بیفتد، مجدداً به قعر بربریت سقوط خواهد کرد.
بدیهی است که در چنین موقعیتی، نیروهای اجتماعی بهسرعت قطبی میشوند و خط راست و میانه و چپ شکل میگیرد و هریک سمتوسوی طبقاتی خود را اتخاذ میکنند. تجربه تاریخ نشان داده که خط میانه، راهی بهجز پیوستن به یکی از دو جناح دیگر را ندارد، و بازهم تجربیات گذشته ثابت کرده است که این نیروی میانه عمدتا جذب جناح راست میشود و تنها در دوران اعتلای انقلابیست که این روند به ست چپ چرخش پیدا میکند.
کارگران شریف ایران!
شما اکنون در مقام ادای سهم تاریخی خود، یعنی رهبری کردن جنبش تودهای قرار گرفتهاید. خیزشهای حداقل دودهه اخیر مردم ایران نشان میدهد که چنانچه حرکتی فاقد یک رهبری منسجم باشد، شکست خواهد خورد و سرانجام چنین شکستی در نهایت به نفع رهبران اصلاحطلب داخلی و همتایان خارجی آنان تمام خواهد شد.
از این رو است که ضرورت حضور فعال شما کارگران در صحنۀ مبارزه جشمگیرتر میشود. تاریخ رهبری این حرکتهای تودهای را به شما واگذار کرده است؛ چرا که باقی طبقات اجتماعی امتحان خود را ناموفق پس دادهاند. شما تولیدکنندگان همه چیز هستید. کالا با دستان پرتوان شما ساخته میشود، و خدمات، آموزش و بهداشت را شما عرضه میکنند. شما اکثریت جامعه هستید و تودههای میلیونی به شما نیاز دارند. شما اکنون در مقامی هستید که میتوانید با هماهنگی و در حمایت از حرکتهای تودهای اخیر در مقابل حکومت جمهوری اسلامی ایستادگی کنید. اکنون زمان آن فرا رسیده است که شما برای مطالبات خود وارد صحنه شوید. سرکوب سازمان داده شده را تنها میتوان با مقاومت سازمان داده شده پاسخ داد. حضور، شرکت و رهبری شما تنها میتواند از طریق سازماندهی اعتصابات سراسری در کارخانهها و اشغال محلهای کار به نمایش گذاشته شود.
ایجاد کمیتههای مخفی اعتصاب برای هماهنگی سراسری ضروری است. این کمیتهها میتوانند در هماهنگی با یکدیگر، روز و موعد اعتصابات کارخانهها را سازمان داده و در نقاط مختلف ایران با هم دست از کار کشیده و مطالبات کارگران را طلب کنند. شما در گذشته، تجارب بسیار ارزندهای از مبارزات خود به دست آوردهاید. اینک این تجارب باید مورد استفاده قرار گیرند. بایست از تجربۀ اعتصابات پیشین کارگران ایران درس گرفت. شکی نیست که علیرغم شکافهای درون حاکمیت هنوز نیروی سرکوب رژیم کارآیی دارد. اما یک اعتصاب سراسری را که همهگیر شده و دهها، بلکه صدها هزار نفر در آن شرکت دارند، چه گونه میتوان سرکوب کرد. و بازهم شکی نیست که حکومت به این اعتصابها یورش خواهد آورد اما آیا میتوان دهها هزار نفر را روانه زندانها کرد. حکومت همین امروز دچار بحران شده است. یک اعتصاب سراسری هماهنگ شکافهای درون حاکمیت را عمیق تر کرده و کارآیی نیروی سرکوب را کاهش میدهد.
اعتصاب حق مسلم شماست.
شعار اعتصاب سراسری اینک در خدمت تحقق تمامی مطالبات شماست، مطالبات صنفی مانند: پرداخت حقوقهای معوقه، حقوق بازنشستگی و غیره؛ و یا مطالبات دموکراتیک مانند: آزادی تمام زندانیان سیاسی، آزادی بیان و تجمع، آزادی مطبوعات و حق اعتصاب و ایجاد تشکل مستقل کارگری و غیره. این مطالبات میتواند همراه با مطالبات انتقالی مانند، کنترل کارگری و افزایش دستمزدها متناسب با نرخ تورم و غیره ادغام گردد.
چنانچه دولت مطالبات پایهای را بیپاسخ باقی گذارد، میتوان کارخانهها را اشغال کرده و تحت کنترل خود کارگران درآورد و مدیران بیلیاقت را اخراج نمود. کنترل بر تولید و توزیع میتواند به دست قدرتمند خود کارگران عملی گردد. تجربۀ انقلاب بهمن ۱۳۵۷ علیه استبداد شاهنشاهی، به کارگران ثابت نمود که میتوان در عرض چند هفته و بدون تجربه پیشین شورای کارگری را ایجاد کرد و کنترل کارگری را اعمال نمود.
در وضعیت بحرانی کنونی که دولت سرمایهداری دچار انشقاق شده و تودههای وسیع، مستقل از گرایشات هیئت حاکم، دست به اعتراضات خیابانی میزنند فرصت مناسبیست که کارگران نیز فعال شده و با سرعت فزونتری به سوی کسب مطالبات خود گام بردارند.
اقدامات شما، راه و روش مبارزات ضدّ دولتی را به جوانان و زنان و مردم معترض در خیابان ها نشان خواهد داد. در صورت وجود رهبری کارگری، جوانان به سرعت جلب مطالبات رادیکال تر می گردند. مداخلات امروز شما کارگران می تواند آیندۀ حرکت کنونی را به شکل دیگری رقم بزند. حضور فعّال شما در سازماندهی اعتصاب سراسری در راستای دفاع از خود و حمایت از حقوق دموکراتیک میلیون ها تن از مردم ایران مهم ترین اقدامیست که امروز در دستور روز کارگران ایران قرار دارد.
کمیته های مخفی اعتصاب متشکل از کارگران پیشتاز هر کارخانه میتوانند مقدمات اعتصاب در هر کارخانه را پایهریزی کنند، اما مسلما اعتصابات منفرد و مجزا به نتایج مطلوب نخواهد رسید و کارگران اعتصابی نیز با سهولت بیشتری سرکوب میشوند. سرکوب یک اعتصاب نیز سرخوردگی و وحشت عمومی ایجاد میکند. در نتیجه ضروریست که کمیتههای اعتصاب کارخانههای مختلف، بهویژه کارخانجات بزرگی چون نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، مس، ایران خودرو و غیره از طریق کارگران مورد اعتماد در سایر کمیتههای مخفی اعتصاب، تدارک اعتصاب را عمومی و سراسری کرده و هماهنگیهای لازم را به وجود آورند.
کارگران شریف ایران!
شما می توانید در حاکمیت قرار گیرید و دولت سرمایهداری و ارتجاعی جمهوری اسلامی را با دستان پرتوان خود سرنگون کنید، و هر توطئه امپریالیستی مانند رضا پهلوی راخنثی کنید. سرنگونی دولت سرمایهداری و استقرار دولت کارگری متکی بر شوراهای کارگری، شما را در مقام حاکمیت جهت شکوفایی اقتصادی برای تمام اقشار تحت ستم، قرار خواهد دهد.
اما، لازمه رهبری معترضان میلیونی در جامعه، وجود یک ستاد رهبری کننده است که از هم اکنون تدارکات لازم را فراهم آورد. این تشکیلات نهادی چیزی بجز «حزب پیشتاز کارگری» نیست. پیشتازان کارگری نیز برای سازماندهی خود و سایر اقشار زحمتکشان، همانند سایر جریانات سیاسی، نیازمند حزب ویژه خود هستند.
این حزب بایدالزاماً در ایران تشکیل شود، و الزاماً متشکل از پیشتازان کارگری باشد، و الزاماً مخفی باشد.
ایجاد هماهنگی بین کمیتههای مخفی اعتصاب در کارخانهها، اولین قدم در راستای آمادهسازی تودههای ناراضی و به تنگ آمده جامعه برای برداشتن گام بعدی درجهت سرنگونی نظام سرمایه داری ست. مهم تر از این استقرار حاکمیت کارگری و متحدان او به عنوان پیروزی نهایی در مرحله اول گذار از سرمایهداریست که آن نیز بدون وجود چنین حزبی ممکن نخواهد شد.
• پیش به سوی تشکیل کمیته های مخفی اعتصاب در کارخانه ها!
• پیش به سوی ایجاد حزب پیشتاز کارگری!
• پیش به سوی اعتصاب عمومی!
• پیش به سوی سرنگونی نظام سرمایه داری و استقرار نظام سوسیالیستی!
مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz
ویرایش: رضا اکبری
۷ بهمن ۱۴۰۴
آخرین دیدگاه ها