ماندن در تاریک‌خانه سکوت و زیستن در تئوری / خط سنتز

ماندن در تاریک‌خانه سکوت و زیستن در تئوری یک رویای انقلابی یا امکان ایجاد نخستین پایه‌های یک تفکر پاسخ‌دهنده در میان توده‌های به تنگ‌آمده
«خط سنتز»

«در حقیقت تنها در پراتیک است که تئوری‌های ما کامل و تصحیح می‌گردد. در این‌جا باید یادآور شد که درجا زدن در مرحله شناخت و هراس از عمل و غرق‌شدن در مسائل استراتژیک صرف، ما را به محافظه‌کاری که از ویژگی‌های اپورتونیسم است سوق می‌دهد».
بیژن جزنی

شیوهٔ تولید که تغییر کند، مالکیت خصوصی که لغو شود، مفهوم انباشت که به زباله‌دان تاریخ بپیوندد و هرکس به اندازه کارش سهمی داشته باشد؛ نخستین دوران گذار آغاز شده و انقلاب در نخستین فازش به پیروزی رسیده است.
سال‌هاست که ما و رفقا از دوران اولین شوراها در کمون پاریس تا برافراشته‌شدن پرچم سرخ در شوروی، از اولین شلیک‌ها در جنگل‌های کوبا تا زاپاتیستاها در مکزیک، از اسپانیای انقلابی تا ویتنامی سراپا به رنگ خون ایستاده در مقابل سربازان آمریکایی، تکرار می‌کنیم آن‌چه را که نمی‌خواهیم و فریاد می‌زنیم آن‌چه را که می‌خواهیم.
این متن در روز پنجم اعتراضات معیشتی دی‌ماه ۱۴۰۴ نوشته می‌شود.
پنج روز پیش، ریاست دولت جمهوری اسلامی به صحن علنی مجلس می‌رود برای دفاع از لایحه بودجه. بعد از چند ساعت سخنرانی، دلار با جهشی چند هزار تومانی مواجه می‌شود. به‌دنبال این اتفاق، جرقه‌ای در بازار تهران زده می‌شود و به‌سرعت به اعتراضات می‌انجامد. جامعه ایران که از چند ماه پیش منتظر چنین جرقه‌ای بود، به خیابان‌ها می‌آیند و خیابان‌های تهران و چند شهر دیگر از مردم معترض به وضع معیشتی فوران می‌کند.
اعتراضات سراسری در یک دهه گذشته ایران را اگر دنبال کنیم، نخستین آن دی‌ماه ۹۶ آغاز شد، در آبان ۹۸ گرانی بنزین بار دیگر مردم را به خیابان‌ها آورد و ۱۴۰۱ از تمام طیف‌ها و تفکرات وارد شدند.
سؤال مطرح می‌شود که خیابان در یک دهه گذشته چه امکانی را از خود نشان داده و وظیفه ما چیست؟
واقعیت ماجرا این است: شورش خیابانی یک برخورد رادیکال اما کورکورانه در مقابل حاکمیت است. در یک شورش خیابانی نه رهبری وجود دارد و نه بیانیه‌ای برای اعتراض صادر شده. در یک لحظه جامعه به شکلی غیرقابل‌کنترل طغیان می‌کند که دیگر نه یک اعتراض صنفی است و نه یک اعتراض مدنی. نه می‌توان تمام مردم حاضر در شورش را به گروه و اندیشه خاصی نسبت داد و نه می‌توان افق سیاسی مشخصی را برای بعد از رسیدن به هدف در میان مردم دید. صرفاً جامعه تحمل ادامه‌دادن شرایط حاضر را ندارد.
از طرف دیگر، شورش یک تله‌پاتی جمعی چندصد هزار نفری نیست. در یک نقطه، از طرف یک گروه و طبقه مشخص به‌واسطهیک اتفاق مشخص اعتراضی شکل می‌گیرد که ناگهان جامعه از طبقات مختلف با خواسته‌ها و اندیشه‌های متفاوت امکان اعلام یک اعتراض خیابانی را می‌بینند.
به اعتراضات این یک دهه گذشته اگر دقت کنیم، مشخصاً چیزی شبیه به تعریف شورش است. نقطه آغاز این اعتراضات هرچه که باشد، نمی‌توان تمام مسیر اعتراض را به نقطه ابتدا بسط و ربط داد. نمونه عینی‌اش را می‌توان در ۱۴۰۱ مشاهده کرد؛ اعتراضی بر سر دال حجاب و برخورد گشت ارشاد شکل گرفت، ولی کسی نمی‌تواند منکر شود که با گسترش اعتراضات، افراد با دلایل متفاوت از نقطه شروع به خیابان آمدند.
آن‌چه امروز در خیابان‌ها می‌بینیم صرفاً بازاریان معترض به افزایش قیمت دلار نیستند. کار، معیشت، تورم و سقوط ارزش ریال طبقات فرودست را به خیابان‌ها سرازیر کرده و نمی‌توان از چنین شورشی توقع یک اعتراض نرم و آرام داشت.
با تعریفی مختصر از ماهیت شورش و شباهت آن با اعتراضات یک دهه گذشته در ایران، به‌سراغ پاسخ سؤال می‌رویم: امکان‌های این شورش و وظیفه ما چیست؟
اگر قرار بر این باشد که در تئوری‌های یک رویای انقلابی زندگی کنیم باید اعتراضات از دی‌ماه ۹۶ تا دی‌ماه ۱۴۰۴ را به‌طور کامل نفی کنیم، مستقیما در برابرش بایستیم، معترضان را در مقالات‌مان پروغرب معرفی کنیم، و کل جریان را طبقه متوسطی بدانیم.
در همین چند روز گذشته رسانه‌هایی که مدت‌هاست فعالیت خود را تحت عنوان انقلاب فرودستان، ایستادگی در برابر استثمار و مدار سرمایه‌داری تعریف می‌کنند، با تاخیری معنادار، که انگاره منتظر دستور از ریاست اردوگاه‌شان هستند، خبر می‌دهند: اعتراضات طبقه متوسط است و افقی برای پرولتاریا در آن دیده نمی‌شود، و باید منتظر معجزه‌ای بود که تمام خیابان‌ها پر بشود از کارگران آگاه، سپس ما وارد شویم، در مقام یک حزب پیشتاز که اتقلاب را در دست بگیریم. و دوباره سکوت می‌کنند.
در اردوگاه بعدی وقاحت از موضع کوت هم فراتر می‌رود و حاکمیت ایران را آخرین دژ ایستاده در مقابل اسرائیل و آمریکا معرفی می‌کنند و از ترس حمله اسرائیل در هنگامه اعتراضات عاجزانه از خواستارند که به خیابان نروند و منتظر چرخش امپریالیسم جهانی بمانند.
ما هم تعریف انقلاب را می‌دانیم، امپریالیسم جهانی را می‌شناسیم، پرولتاریا را می‌فهمیم و افق انقلاب کمونیستی را درک می‌کنیم؛ و به واسطه شناخت این موارد، اعتراضات ۹۶ تا ۱۴۰۴ را شورش معرفی می‌کنیم نه انقلاب؛ اما سکوت در مقابل این شورش و پست‌نامیدن معترضان به‌واسطه طبقه‌متوسطی‌بودن چه دستاوردی داشته است؟
شورش خیابانی تأییدی بر شروع انقلاب نیست، اما نفی آن هم کمکی به ایجاد انقلاب نمی‌کند. خیابان یک امکان است نه یک انحراف. حضور امروز ما در خیابان می‌تواند اولین قدم‌های یک عمل انقلابی برای ایجاد نخستین پایه‌های یک تفکر پاسخ‌دهنده و کامل‌کننده نیازهای توده مردم ایران باشد.
ماندن در تاریک‌خانه سکوتی که رفقا انتخاب کرده‌اند ایده براندازی در ایران را نابود نمی‌کند. واقعیت این است که کسی نمی‌تواند در مقابل خواست توده مردم بایستد و واقعیت تلخ برای ما این است که اگر راه سکوت را انتخاب کنیم و براندازی به سرانجام برسد، در مقابل حکومت بعدی که به‌واسطه سکوت ما ارتجاعی خواهد بود، در مدار سرمایه‌داری جهانی، پایگاه اجتماعی برای مقابله نداریم.
در حقیقت آن زمان ما تفاله‌های بازمانده از جمهوری اسلامی هستیم که سکوت کردیم و ارتجاع پیروز شد.
در آن‌طرف قضیه اوضاع بهتر نشده که بدتر هم شده است. سلطنت‌طلبان حالا دست‌به‌دامان اینترنشنال شده‌اند برای پخش و پوشش صداگذاری‌های آماتورشان، و سایر اپوزیسیون هم بعد از ۱۴۰۱ عملاً حرفی برای گفتن ندارند؛ فقط نشخوار سخنان چهار دهه گذشته همراه با چند نامه به شورای حقوق بشر. در چنین شرایطی عملاً هیچ بدیل سیاسی دیده نمی‌شود و شورش بار دیگر پس از پرشدن خیابان‌ها از خون مردم خاموش می‌شود.
در چنین شرایطی اعلام یک «چه باید کرد؟» هم ضروری، هم انقلابی و هم وجدانی است. نشستن و نگاه‌کردن شغل تحلیل‌گران و خبرنگاران است، اما زیست ما انقلابی است.
در نگاهی کلی و رو به آینده، هدف، انعکاس یک بدیل سیاسی و یک تفکر پاسخ‌دهنده به باتلاق امروز است. این بدیل سیاسی انقلاب کارگری است و به‌سرانجام‌رسیدنش پایگاه اجتماعی می‌طلبد که نه فقط کارگران، بلکه تمام اقشار فرودست راه آزادی خود را در آن ببینند.
واقعیت این است که تمام زیرساخت‌های این جغرافیا را کارگرانی ساخته‌اند و به چرخش درمی‌آورند که امروز در خیابان تفکر پاسخ‌دهنده‌ای برای خواست معیشت‌شان نمی‌بینند و در این لحظه، لازمه انقلاب که اعتصاب و شورش کارگری باشد، به حاشیه رفته تا بار دیگر اعتراضات در قسمت تلخ حافظه ما بماند.
برای انعکاس این بدیل سیاسی، رفقا باید سکوت خود را بشکنیم، از رویاهای انقلابی کمی فاصله بگیریم و شروع کنیم به ایجاد دژی مستحکم در برابر ارتجاع کنونی و ارتجاع احتمالی بعدی:
رفقا به گروه‌های چندنفره تقسیم شوند، اطلاعات حساس پاک شود،ارتباطات به حداقل برسد،
شعارنویسی‌ها در محلات و مناطق کارگری انجام شود،
سندیکاها و اتحادیه‌های کارگری بیانیه‌های خود مبنی بر جدایی راه کارگران از جریان‌های انحرافی سلطنت و اپوزیسیون را اعلام کنند،
بیانیه‌ها از طریق کانال‌های کارگری و مخالف انحرافات سلطنت و اپوزیسیون پخش شود،
تشویق به اعتصابات و اعلام همبستگی تمام اتحادیه‌های کارگری،
انعکاس هم‌پیوندی جنبش دانشجویان و زنان با کارگران،
و در نهایت بازتاب تمام این اقدامات با در دست‌گرفتن اعتراضات و شعار در بطن خیابان

«خط سنتز»

۱۸ دی ۱۴۰۴

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران