توطئه و قیام / مازیار رازی

Print Friendly, PDF & Email
Share Button

پرسش و پاسخ کوتاه کارگر پیشتاز با مازیار رازی
توطئه و قیام

کارگر پیشتاز:
نقل قولی از لئون تروتسکی* انتشار یافت که در آن، تروتسکی در تایید نظریات انگلس، برای پیشبرد مقاصد قیام توده ای، از «توطئه» علیه حاکمیت، نام برده است. در این موارد منظور از «توطئه» علیه حاکمیت چیست و چگونه باید صورت گیرد؟

مازیار رازی:
«توطئه» در تقابل با «قیام» به عنوان اقدام عمدی یک اقلیتی در جامعه، در برابر حرکت خودجوش اکثریت است. در صورتی که یک قیام پیروزمندانه، فقط می تواند عمل طبقه ای باشد که الزاماً دارای یک رهبری منسجم و مورد تایید توده ها، باشد.«توطئه» توسط تعدادی معدود در جامعه عموما حتی چنانچه با انگیزه «بشردوستانه» و استدلالات «خلق پرستانه» و با جسارت باشد،‌یک اقدامی است قیم مآبانه و جدا از سازماندهی متشکل خود توده ها. این اقدامات توطئه گرایانه، چه اقدامات مسلحانه یک عده جوانان جسور باشد، و چه اقدامات فردی تروریستی با انگیزه به مخاطره انداختن مهره های رژیم حاکم، در تحلیل نهایی اقداماتی است ماجراجویانه و قیم مآبانه.

توطئه معمولاً در تقابل با قیام به عنوان اقدام عمدی اقلیت در برابر حرکت خودجوش اکثریت است. و این درست است که یک قیام پیروزمندانه، فقط می تواند عمل طبقه ای باشد که در راس تمام زحمتگشان قرار می گیرد.این اقدامات هم از نظر روش و هم از نظر اهمیت تاریخی با مطالبات توده ها در مغایرت است. تجربه تاریخی ثابت می‌کند که یک توطئه ناب حتی زمانی که پیروز شود، تنها می تواند یک دسته از همان طبقه حاکم را با دسته ای دیگر جایگزین کند ـ یا حتی کمتر، فقط شخصیت های دولتی را تغییر دهد. در صورتی که تنها قیام توده‌ای است که تاکنون توانسته است یک رژیم اجتماعی ارتجاعی را بر یک رژیم و دولت انقلابی پیروز کند. توطئه های دوره ای معمولاً بیان رکود و زوال اجتماعی است، اما برعکس، قیام های مردمی معمولاً در نتیجه رشد سریعی است که تعادل قدیمی را به هم فرو می ریزد.

با این حال، این بدان معنا نیست که «قیام» و «توطئه» در هر شرایطی متقابل یکدیگر هستند. یک عنصر توطئه تقریباً همیشه تا حدی وارد هر قیامی می شود. قیام توده‌ای که از نظر تاریخی مشروط به مرحله خاصی از رشد یک انقلاب است، هرگز صرفاً خودجوش نیست. حتی زمانی که به طور غیرمنتظره ای برای اکثریت شرکت کنندگان خود ظاهر می شود، با آن ایده هایی بارور می شوند که در آن قیام کنندگان روزنه ای برای خروج از دشواری های موجود می بینند. رهبری توده ها می توانند یک قیام توده ای را پیش بینی و آماده کنند. می توان آن را از قبل سازماندهی کنند و از هر ابزاری از جمله «توطئه» برای اهداف انقلاب استفاده کنند. برای نمونه استفاده از هر ابزار دفاعی در هسته های مخفی برای دفاع از خود در مقابل نیروهای سرکوبگر رژیم در تظاهرات خیابانی و یا اعتصابات کارگری. در اینجا دیگر «توطئه» یک امر جدا از توده ها نیست. در واقع، توطئه تابع قیام است، به آن خدمت می کند، مسیر آن را هموار می کند، پیروزی آن را تسریع می بخشد. هر چه سطح سیاسی یک جنبش انقلابی بالاتر باشد و رهبری آن جدی تر باشد، توطئه در یک قیام مردمی جایگاه بیشتری را اشغال خواهد کرد.

درک روابط بین قیام و توطئه، هم در مخالف و هم به عنوان مکمل یکدیگر، بسیار ضروری است. از این رو استفاده از کلمه «توطئه»، حتی در ادبیات مارکسیستی، حاوی یک تناقض سطحی است، زیرا گاهی اوقات متضمن اقدام مستقلی است که توسط اقلیت آغاز می شود، و در برخی دیگر، آماده سازی اقلیت برای شورش اکثریت. به سخن دیگر، «توطئه» باید تابع «قیام» و به ویژه در شرایط اختناق، تحت رهبری انقلابی منتخب توده ها باشد و نه برعکس: «قیام» تابع «توطئه»!

مازیار رازی
https://linktr.ee/mazraz
۱۹ آبان ۱۴۰۱

یادداشت ها:
*«همانطور که آهنگر نمی تواند آهن داغ سرخ را در دست برهنه خود بگیرد، پرولتاریا نیز نمی تواند مستقیماً قدرت را در دست بگیرد. باید سازمانی داشته باشد که برای این کار هماهنگی وجود داشته باشد. هماهنگی قیام توده ای با توطئه، تبعیت توطئه از قیام، سازماندهی قیام از طریق توطئه، آن بخش پیچیده و مسئول سیاست انقلابی را تشکیل می دهد که مارکس و انگلس آن را «هنر قیام»** نامیدند. رهبری عمومی صحیح توده ها، جهت گیری منعطف در شرایط متغیر، طرح حمله سنجیده، احتیاط در آمادگی فنی و ضربه ای جسورانه را پیش فرض می گیرد».
لئون تروتسکی، تاریخ انقلاب روسیه ۱۹۳۰

**هنر قیام
در حال حاضر، قیام، هنری است به اندازه جنگ یا هر هنر دیگری، تابع قوانین خاصی است که در صورت غفلت، باعث ویرانی حزب می شود که از آن غفلت می کند. آن قواعد، استنباطات منطقی از ماهیت طرفین و شرایطی که در چنین مواردی باید با آنها سروکار داشت، به قدری واضح و ساده است که تجربه کوتاه ۱۸۴۸ آلمانی ها را به خوبی با آنها آشنا کرده بود. اول، هرگز با شورش بازی نکنید، مگر اینکه کاملاً برای رویارویی با عواقب بازی خود آماده باشید. قیام مانند ریاضیات است با ابعاد نامشخص که ممکن است هر روز مقدار آن تغییر کند. نیروهای مخالف شما از همه مزیت های سازماندهی، نظم و انضباط و اقتدار همیشگی برخوردارند. تا زمانی که با آنها تقابل قوی نداشته باشید، شکست خورده و نابود خواهید شد. دوم، به محض ورود به قیام، باید با بیشترین عزم راسخ و در حالت تهاجمی عمل کنید. حالت دفاعی، مرگ هر قیام مسلحانه است. دشمنان خود را غافلگیر کنید در حالی که نیروهای آنها پراکنده می شوند، موفقیت های جدیدی را هر چند کوچک اما روزانه آماده کنید. تعالی اخلاقی را که اولین قیام موفق به شما بخشیده است، حفظ کنید. عناصر ملاحظه کار را به سمت خود جمع کنید که همیشه از قوی ترین انگیزه پیروی می کنند و همیشه به دنبال جنبه امن تر هستند. دشمنان خود را مجبور به عقب نشینی کنید قبل از اینکه بتوانند قدرت خود را علیه شما بسیج کنند. به قول دانتون، بزرگترین استاد سیاست انقلابی که تاکنون شناخته شده است، گستاخی، گستاخی و باز هم گستاخی است!

فریدریش انگلس، انقلاب و ضد انقلاب در آلمان ۱۸۵۲

#اعتصاب_انقلاب_حکومت_شورایی

Share Button

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران