به سوی تشکیل جبهه سوم برای تدارک انقلاب/ مازیار رازی
مازیار رازی https://linktr.ee/mazraz
تهیهوتنظیم: کاوه خوشدل. ویرایش: رضا اکبری
من سخنم را از وضعیت کنونی نیروها و گرایشهای چپگرا، مارکسیست و کمونیست آغاز میکنم. متأسفانه ما در حال حاضر در شرایطی بحرانی به سر میبریم. شرایطی که با یک معجزه اصلاحپذیر نیست. این بحران نتیجه قطع تقریبا کلیه ارتباطات با پیشتازان کارگری داخل در چند دهه گذشته، و همچنین عدم رعایت دموکراسی سوسیالیستی در میان اپوزیسیون چپ بوده است. امکان صحبت در میان ما تقریبا به صفر رسیده؛ بسیاری از نیروهای اپوزیسیون هنوز به درک مفهوم مارکسیستی دموکراسی نرسیدهاند و اصولاً اعتقادی به آن ندارند. آنها مخالفین را حذف میکنند و موانع متعددی در برابر فراهم کردن فضایی مثبت برای مباحثات و تبادل نظرها در مورد مسائل مشخصی که در ایران با آنها روبرو هستیم، ایجاد میکنند. به عنوان مثال، همین امروز، رفیق باسط تلاش کرد تا امکانی برای شرکت گسترده نیروهای اپوزیسیون به وجود آورد و انتظار میرفت حداقل دویست یا سیصد نفر در این جلسه حاضر میبودند و تبادل نظر میشد، اما با کمال تاسف این اتفاق نیفتاد. در جلساتی هم که توسط خودشان شکل میگیرد، سایرین حق اظهار نظر پیدا نمیکنند. ما در بحرانی عمیق بهسر میبریم و تا هنگامی که نتوانیم بر این بحران فائق شویم چپ خارج از کشور، کمونیستهای خارج از کشور قادر نخواهند بود نقشی کلیدی در مسائل مهم ایران از جمله ماجرای جنگ اخیر ایفا کنند.
اما مسئله جنگ به هر روی در حال تکوین است و ما در این رابطه هشدارهایی دادهایم. به نظر میرسد بخشی از هیئت حاکمه در حال سازش با امپریالیسم است. این ادعا به تدریج درستی خود را ثابت خواهد کرد. برنامه فعلی امپریالیستها تسهیل امکان قدرتگیری توسط جایگزینی از درون خود رژیم است که بتواند مسائل کلان امپریالیسم در ارتباط با سرمایهگذاری و غیره را در داخل ایران حل کند. اما این جنگ ممکن است دو تا سه هفته دیگر ادامه داشته باشد. هدف از این کار تضعیف جریاناتیست که صددرصد وفادار به نظرات خمینی و خامنهای باقی ماندهاند و در شرایط کنونی واکنشهایی نشان میدهند. البته بهای این امر را کارگران، زحمتکشان و مردم عادی کوچه و بازار میپردازند. خانههای آنان در اثر بمباران نابود میشود و آنها هستند که در جریان بمباران جان خود را ازدست میدهند.
اگر در چنین شرایطی ما در داخل ایران تشکلات انقلابی داشتیم؛ اگر چپ به شکلی متحد عمل میکرد مطمئنا میتوانستیم دخالتهای مؤثری در داخل داشته باشیم، که متأسفانه چنین نیست. بایست اذعان کرد که این بحران وجود دارد و چپ در حالِ حاضر قادر نیست به شکل یکپارچه در داخل ایران دخالتگری کند. به همین جهت، ما به عنوان یک گرایش مارکسیستی تلاش میکنیم تا برای کارگران پیشتازی که مشخصاً جهتگیری سوسیالیستی اختیار کردهاند و در شرایط فعلی در میان کارگران فعالیت میکنند شرایطی فراهم شود تا آنان بتوانند آلترناتیو مورد نظر خود را در میان کارگران تبلیغ و ترویج کنند.
مسلما رفقا میدانند که هستههای مخفی سوسیالیستی بالغ بر ده سال است که در ایران مشغول فعالیت هستند.این فعالیتها تحت عنوان «کمیته اقدام کارگری» از دوران شاهرخ زمانی آغاز شد. متأسفانه رفیق شاهرخ در درون زندان به قتل رسید اما برخی از فعالین کارگری داخل به دخالتگریهای خود ادامه دادند. اما همانطور که رفقا واقف هستند، کار مخفی، مشخصاً در صنایع نفت و همچنین به طور عموم در خوزستان، کار سادهای نیست؛ بدین معنا، رشد گرایشهای مارکسیستی و سوسیالیستی در داخل ایران و در میان کارگران پیشتاز به کندی پیش میرود، زیرا اختناق بسیار شدید است و فشارهای روانی، خانوادگی و احتمال دستگیری همواره وجود دارد. به همین دلیل کارها با آن سرعتی که پیشبینی میشد، نمیتواند جلو برود، ولی به هر حال کارگران پیشروی سوسیالیست مواضع خود را در ارتباط با وضعیت کنونی اعلام کردهاند و پاسخهایی در رابطه با سوال «در شرایط کنونی چه باید کرد»، سئوالی که از سوی رفیق باسط نیز مطرح شد، دادهاند. این موارد در آخرین بولتن کارگران پیشتاز شماره ۱۰۰ از سوی رفقای داخل کشور مطرح شده است و پیشنهاداتی برای دخالتگری میان کارگران با هدف یافتن تاکتیکی که منجر به ایجاد شرایط انقلابی در داخل ایران شود، ارائه شده.
در بولتن شماره صد که هفته پیش انتشار پیدا کرد، ذکر شده که در شرایط کنونی باید خود را از دو جبهه ارتجاعی که در مقابل یکدیگر قد علم کردهاند، متمایز کنیم. جنگ بین این دو جبهه در واقع، آمادهسازی شرایط برای تداوم مجدد استثمار طبقه کارگر با شیوههایی دیگر و چهرههایی جدید است. اما از نظر هردوی آنان منافع کل سرمایهداری در اولویت اول قرار دارد. به این ترتیب، به باور این رفقا ما باید در تدارک ساختن یک «جبهه سوم» باشیم. ساختن در اینجا به مفهوم فیزیکی و ایجاد مشخص یک تشکیلات تحت این نام نیست، بلکه طرح این مطلب در میان کارگران و ایجاد آگاهی و تمایل برای ساختن یک آلترناتیو در مقابل دو آلترناتیوهای ارتجاعی دیگر میباشد.
این پیشنهادی است که در میان بخشهایی از کارگران خوزستان به بحث گذاشته است. شرایط کارگران ابداً خوب نیست؛ از یک طرف بمباران میشوند و از طرف دیگر وزارت اطلاعات و انواع گرایشهای ارتجاعی داخل کارگران به تهاجمات خود علیه آنان ادامه میدهند.
در چنین شرایطی تقویت «جبهه سوم» کار سادهای نیست، اما طرح آن در سطح تبلیغاتی میتواند تأثیرگذار باشد. به این ترتیب اندیشهای نضج پیدا میکند، کمک میکند تا کارگران در شرایط موجود، زمانیکه این جنگ در حال تکامل است، جبهه مستقل خود را تقویت کنند تا بتوان در شرایطی که امکانات نظامی و سیاسی بهتری ایجاد شد، مسئله به قدرت رسیدن طبقه کارگر در جامعه نیز مطرح شود.
طرح موضوع جبهه سوم بر اساس زمینههای عینی موجود صورت گرفته. البته این طرح یک شعار عمومی نیست، امری نیست که بلافاصله انجام شود، بلکه امکانیست در میان پیشتازان که در مباحثات خود روزنهای برای رهایی طبقه کارگر از مخمصه فعلی را نشان دهند. این نیز یکی از مطالبات انتقالی در دوران جنگ است. معمولا مطالبات انتقالی از آگاهی فعلی شروع شده و تودهها را قدم به قدم به سمت تدارک انقلاب سوسیالیستی پیش میبرد. کارگران پیشتاز در آخرین بولتن خود از همین رویه استفاده کردهاند. امروز آگاهی طبقه کارگر تحقق انقلاب سوسیالیستی نیست. اما مطمئنا خواهان رهایی از مخمصه جنگ هستند. جنگی که از هردوطرف بهای آن بر دوش کارگران گذاشته شده. بمباران خارجی و سرکوب و فقر داخلی. در چنین شرایطی طرح جبهه مستقل کارگری هم قابل فهم و براساس آگاهی فعلیست و هم امکانات بسیج حول این شعار وجود دارد. بسیجی که در دراز مدت در خدمت تحقق انقلاب سوسیالیستی خواهد بود. این شعار کاملاً مرتبط به جنبش کارگری است؛ کمک میکند تا بتوان آگاهی تودههای کارگری را یک گام به جلو سوق داد و ما باید آن را در سراسر جهان تقویت کنیم تا شرایط برای تحقق انقلاب کارگری در زمانی که رژیم و سرمایهداری در بحران به سر میبرند آماده شود.
۲۴ اسفند ۱۴۰۴

آخرین دیدگاه ها