جبهه سوم را تقویت کنیم! آگاهی ضدسرمایه داری را ارتقا دهیم! /مازیار رازی

مازیار رازی https://linktr.ee/mazraz
تهیه‌وتنظیم: کاوه خوشدل. ویرایش: رضا اکبری

ممنون از رفیق باسط به خاطر سئوالی که مطرح کردند. من تلاش می‌کنم به این بحث رفیق باسط و این‌که جبهه سوم چه مشخصاتی دارد، پاسخ بدهم. گره کور و مسئله اصلی ما در ارتباط با ایران و تدارک انقلاب سوسیالیستی این است که آگاهی سیاسی ضدسرمایه‌داری به طور جمعی و شکل میلیونی در داخل ایران وجود ندارد. متأسفانه یکی از مقصرین این کاستی‌ها نیروهای چپِ مارکسیست و کمونیست هستند که قدم‌های موثری طی چند دهه گذشته برنداشته‌اند. اغلب این نیروها دچار فرقه‌گرایی شدید بوده و از لحاظ نظری و تئوریک هنوز در چهارچوب بحث‌های انحرافی استالینیستی، مائوئیستی و انواع و اقسام گرایش‌هایی که در انحراف از مارکسیسم انقلابی در سطح بین‌المللی به وجود آمده‌اند، گیر کرده‌اند و از این فضا بیرون نمی‌آیند. از این لحاظ ما در شرایط دشواری قرار گرفته‌ایم.
حال که وضعیت این‌گونه است، باید ببینیم چه‌گونه می‌توان این آگاهی را در داخل ایران کسب کرد؛ این معضلی‌ست که انقلابیون باید به آن پاسخ دهند. این که ما صرفاً خودمان آگاه باشیم یا عده‌ای خارج از کشور ده‌ها کتاب خوانده باشند و مقالات نوشته باشند کافی نیست. این آگاهی بایست به داخل ایران منتقل شود. این انتقال هم یک امر ساده و خطی‌ نیست که مثلاً یک نفر مانند رفیق باسط که به زعم خود آگاهی دارد، دو یا سه کتاب می‌نویسد و کتاب‌ها در ایران چاپ می‌شوند و عده‌ای می‌خوانند. و کارگران پیشتاز و جوانان به این ترتیب آگاه می‌شوند؛ ابدا این‌طور نیست. این آگاهی بایست در سطح وسیع توده‌ای ارتقا پیدا کنید و این مهم با بهره‌گیری از تجربیات انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ و با استفاده از برنامه‌ای تحت عنوان «برنامه انتقالی» ممکن خواهد بود.
وظیفه این برنامه انتقالی ارتقا آگاهی فعلی توده‌ها از سطح حل سندیکالیستی امور صنفی، مسائل دموکراتیک و یا حل مشکلات اجتماعی به شیوه مدد‌کاران اجتماعی به یک آگاهی فراتر، آگاهی به لزوم سرنگونی نظام سرمایه‌داری (و نه صرفاً تغییر رژیم و یا تعویض مهره‌ها آن) می تواند باشد. این ارتقا از طریق طرح یک سلسله مطالبات در جامعه به وقوع می‌پیوندد. طرح این مطالبات به مفهوم تحقق بلافاصله آن‌ها نیست بلکه زمینه‌ای‌ست که به ارتقا آگاهی کمک می‌کند. به این معنا، عدم تحقق یک مطالبه به توده‌های مطالبه‌کننده می‌فهماند که رژیم موجود تمایلی به پذیرفتن آن ندارد و چرایی این برخورد مورد سئوال قرار می‌گیرد. به همین جهت اشراف بر این روش که مبتنی بر متدولوژی مارکسیستی می‌باشد از اهمیت فراوانی برخوردار است.
وقتی ما صحبت از تشکیل «جبهه سوم» می‌کنیم، این مقوله نیز در جرگه مطالبات انتقالی جای می‌گیرد. جبهه سوم به مفهوم این نیست که مثلاً موسسه‌ای راه‌اندازی کند، یا مکان دفتر مرکزی تعیین کند و یا اعضای خود را معرفی کند. البته با توجه به وجود فیزیکی جبهه اول (آمریکا و اسرائیل) و جبهه دوم (رژیم ارتجاعی حاکم بر این و تمام جناح بندی ها درونی اشت) سئوال‌های رفیق باسط به ظاهر منطقی می تواند به نظر آید. اما ما در مورد این موارد نیست. جبهه سوم در این مرحله به شکل فیزیکی مطرح نمی‌شود. مطالبه‌ای است که در میان توده‌های بسیار وسیع به بحث گذاشته می‌شود. همین حالا یک بخشی از کارگران پیشتاز مخفی خوزستان این موضوع را در بولتن کارگری «کارگر پیشتاز» شماره های ۱۰۰ و ۱۰۱ طرح کرده اند. آن‌ها می‌گویند ما امروز در شرایطی هستیم که می‌توانیم «جبهه سوم» بسازیم. طرح این مطلب در میان کارگران، بحث و تبادل نظر به راه می‌اندازد (و این ربطی به خارج از کشور ندارد). این بحث‌ها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم در می‌گیرد و همین حالا هم جریان است. عدم توجه رفقای خارج از کشور به این بحث های درونی پیشتازان کارگری بار دیگر بی ارتباطی و به احساسی روشنفکران خارج را نسبت به کارگران پیشتاز ایران نشان می دهد. بحث های دهن پر کن و ذهنی «روشنفکران» جدا افتاده از مبارزات عینی کارگران نشاندهنده این قیم مآبی روشنفکران خارج از کشور نسبت به مبارزات زنده طبقه کارگر است.
کارگر پیشتاز در دو شماره آخر خود این مطلب را مطرح کرد و در پاسخ برخی معتقدند: نه این امکان‌پذیر نیست؛ بعضی هم می‌گویند باید برویم طرف آمریکا؛ و عده‌ای دیگر خواهان حفظ همین رژیم با وجود چهره‌های اصلاح‌طلبی (مثلاً ظریف و دارودسته حسن روحانی و غیره) هستند و بعضی‌ها می‌گویند خیر، قدرت باید دست خودمان باشد. بنابراین این بحث راه می‌افتد. در واقع طرح موضوع جبهه سوم، طرح یک سلسله بحث‌ها در درون جنبش کارگری برای ارتقای آگاهی سیاسی آن هاست و به‌معنای آن نیست که ما فردا جبهه مستقل دیگری در مقابل دو جبهه دیگر داریم، اما بذر وجود چنین امکانی پاشانده شده و می‌تواند در موقعیت مناسب به بار بنشیند. این می‌شود ارتقا آگاهی به یک مرحله بالاتر.
علاوه بر این سلسله مطالبات دیگری نیز هست که بایست مطرح کنیم؛ مثلاً مطالبه کنترل کارگری در کارخانه. خب، بعضی‌ها می‌گویند در شرایط فعلی کنترل کارگری عملی نیست. همان‌طور که گفتم اصولاً بحث سر عملی بودن و یا نبودن نیست؛ بحث بر سر این است که تبادل نظرهایی روی این موضوع صورت بگیرد و آگاهی ضدسرمایه‌داری را در درون میلیون‌ها کارگری که ۴۸ سال در چهارچوب آگاهی سندیکالیستی درجا زده‌اند، رشد دهد. این وظیفه اصلی مطالبات انتقالی است. مثال‌های دیگری می‌آورم:کنترل کارگری، باز کردن دفاتر دخل‌وخرج. این‌ها هم عملی نیست، ولی طرح آن موضوعیت دارد. با طرح این مطالبات توده‌های وسیعی حول آن درگیر تبادل نظر می‌شوند. همه کارگران می‌دانند که همه سرمایه‌دارهای بزرگ این مملکت یا مرتبط به خود رژیم و بیت امام هستند و یا سپاه پاسداران و وقتی دفاتر دخل‌وخرج این آدم‌ها باز نمی‌شود اولین سئوال این خواهد بود. خب مشکل کجاست، که این‌ها امتناع می‌کنند؟ چرا دفاتر را باز نمی‌کنند؟ و عده‌ای به این آگاهی می‌رسند که: پس رژیم دارد دروغ می‌گوید. همه وعده‌ها که ما برای رفاه شما کار می‌کنیم، پوشالی‌ست. یا نمی‌خواهند مخارجی که صرف جنگ و نیروهای نیابتی کرده‌اند افشا شود.
در پایان جمع‌بندی پاسخ به سوال رفیق باسط این است طرح مطالبه جبهه سوم از این زاویه اهمیت دارد که یکی از مطالبات انتقالی‌ست و سطح آگاهی عمومی توده‌های کارگر و زحمتکش را افزایش می‌دهد. بنابراین اگر توافق داریم که مطالبات انتقالی به مفهوم بالا بردن آگاهی سوسیالیستی در جامعه است، خب باید طرح بکنیم.
البته شاید نیاز باشد که باهم برنامه انتقالی را دقیقا مطالعه کنیم، بحث کنیم و ببینیم اصولاً طرح این موضوعات و این مطالبات به مفهوم چیست. اگر آلترناتیو دیگری هست که درستی خود را در تاریخ نشان داده؛ آن‌ها را مطرح کنید، تا آن‌جایی که من می‌دانم تاکنون چیز دیگری مطرح نشده است. بنابراین طرح مطالبه جبهه سوم از این زاویه اهمیت پیدا می‌کند که آگاهی را بالا می‌برد و ما را بیشتر آماده می‌کند. ما نباید در این جنگ تلویحا یا تصریحا در جبهه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی قرار گیریم. این گرایش در درون «جبهه مقاومتی» های چپگرا (حتی مارکسیست) در ایران سالهاست که رواج دارد. این روش از برخوردها در بهترین حالیت یا یک انحراف نظری «روشنفکرانه» و یا یک خیانت آشکار به طبقه کارگر است.

میلیتانت

سایت گرایش مارکسیست های انقلابی ایران